فرهنگ
پوشاک

پوشش زن کرمانج خراسان شاخصه‌های منحصربه‌فردی دارد که نوع پارچه، زینت‌ها، نام‌ها و پردازش رنگ از جمله این ویژگی‌ها است. لباس زن کرمانج خراسان شمالی ترکیبی از گراس (،(gorasشیلوار، کله ( (kolleو نظامی است. بالاتنه که در اصطلاح کرمانجی «گراس» نامیده می‌شود و دامن که در اصطلاح کردی «پارچه» و «شیلوار» نامیده می‌شود، دو قسمت اصلی لباس کرمانجی هستند. بالاتنه لباس، «گراس» نامیده می‌شود که پیراهنی ساده‌است و یقه خاصی ندارد.





«کله» پوششی است از جنس پارچه مخمل که بر روی گراس پوشیده می‌شود. برای کله از پارچه مخمل با رنگهای تند و گرم مثل قرمز و سبز و بنفش استفاده می‌شود. این لباس با سکه‌های تزیینی که در اصطلاح کرمانجی «دراو» نامیده می‌شود با تعبیه حلقه بر روی سکه، تزیین می‌شود. سکه‌های متعدد بر روی کله، هنگام راه رفتن، صدایی موزون تولید می‌کند. به حاشیه یقه، جیب‌ها و سر آستین‌های کله، نوارهایی زیگزاگ با رنگهای تند، دوخته می‌شود. زن کرمانج برای پوشش سر از(پشمی) که امروز به روسری موسوم است و شالی مخصوص استفاده می‌کند، این سرپوشها حتی روی چهره زن به جز چشمان را می‌پوشاند.





کردهای گرجستان

کردهای گرجستان بخشی از طوایف کرد هستند که در دوران عثمانی بر ترکان شوریدند و سرکوب و فراری به کشور گرجستان شدند.

یزیدیان، ایزدی، ایزدیان (به کردی Êzidî یا ئێزیدی) اقلیت مذهبی کُرد زبانی هستند که در شمال عراق، سوریه، جنوب شرقی ترکیه و قفقاز ساکن هستند و بیش از ۴۰ هزار نفر از آنها در گرجستان زندگی می‌کنند که به زبان کُردی و گویش کرمانجی صحبت می‌کنند. آیینشان ایزدی شاخه‌ای از بهدینانیه است که آمیزه‌ای از عقاید ادیان پیش از اسلام است و بنا به اعتقاد خودشان ایزدی همان زردشتی است. براساس برخی منابع غیررسمی نزدیک به ۴۰ هزار کُرد در گرجستان زندگی می‌کند که اکثراً دارای آئین ایزدی می‌باشند و از عراق، ترکیه، ارمنستان و آذربایجان به گرجستان رهسپار شده‌اند و اکثر آنها در شهر تفلیس پایتخت گرجستان زندگی می‌کنند، برخی هم در بخش اوستیای جنوبی از توابع گرجستان و همچنین به نسبت کمتر در دو جمهوری آبخازی و آجاری گرجستان پراکنده شده‌اند.

در وضعیت کنونی به کُردهای گرجستان اجازه دخالت و فعالیت در امور سیاسی داده نمی‌شود. آنها فقط چندتشکل فرهنگی و روشنفکری دارند. کُردهای گرجستان تا سال ۱۹۹۱ وضعیت عادی داشتند (سال ۱۹۹۱ فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و استقلال گرجستان) و اقلیتی فعال بودند که از آزادی جزئی و حق نوشتن و نشر آثار به زبان کُردی برخوردار بودند. حتی در سال ۱۸۵۷ کتاب مقدس (انجیل- تورات) برای اولین بار از زبان یونانی به زبان کُردی کرمانجی ترجمه شد و در استانبول با الفبای ارمنی، توسط مبلغین و قدیسیان ارمنی چاپ شد اما بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی (۱۹۹۱) و استقلال گرجستان، کُردها به وضعیت نامطلوب پیشین بازگشتند، چرا که گرجستان پس از استقلال یافتن حقوق اقلیت‌های قومی را به رسمیت نشناخت، بنابراین حقوق فرهنگی کُردها نقض شد و تبعید و آوارگی کُردهای این کشور دوباره آغاز شد و اکثر آنها به اروپا رهسپار شدند. کردها اکنون خواهان آنند که همچون ارمنیان و آشوریها به عنوان اقلیت قومی به رسمیت شناخته شوند.






پیشینه کردها در گرجستان

بر پایهٔ اسناد تاریخی، کُردهای ایزدی در عصر سلطنت سزار گرجی (نیمه دوم قرن ۱۲م) از یکی از قبایل کُرد، بین النهرین را ترک و در ارمنستان ساکن شدند و بعدها به گرجستان مهاجرت کردند. در دهه ۱۷۶۰ م کُردها از سزار گرجستان (ایراکلی دهم) در برابر حمله عثمانی تقاضای کمک کردند. اوایل ۱۷۷۰م سزار گرجی طی نامه‌ای به رهبر کُردها (چوبان آقا) با قول پشتیبانی همه جانبه، آنها را به نبرد با دشمن مشترک (عثمانی) فراخواند.

سرانجام پس از انعقاد قرارداد ترکمنچای روسیه با ایران در سال ۱۸۲۸، کُردها مجال یافتند تا به عنوان رعیت به گرجستان بازگردند. در اواسط سده ۱۹، شمار مهاجرین کُرد در گرجستان فزونی گرفت و از ابتدای سدهٔ ۲۰، تعداد زیادی از کُردهای شهرهای وان، فارس و سایر مناطق کردنشین ترکیه برای در امان ماندن از فشار حکام عثمانی و نیز عدم تمایل آنها به گرویدن به دین اسلام، به گرجستان روی آوردند.

جمعیت کُردهای مسلمان و ایزدی گرجستان، براساس آخرین سرشماری ۱۹۲۶ در این کشور، ۲۵۰۲ نفر بوده است. اما بعدها شمار آنها افزایش یافت و اکنون تعداد آنها به ۴۰ هزار نفر می‌رسد که اکثر آنها ایزدی هستند.





کردهای لبنان

کردهای لبنان بخشی از طوایف کرد هستند که از اواخر قرن نوزدهم و آغاز قرن بیستم در دوران عثمانی بر ترکان شوریدند و سرکوب و فراری شدند. این طوایف از سرزمینهای کردستان ترکیه و کردستان سوریه (امروزین) به سرزمین لبنان (امروزین) مهاجرت کردند و امروزه تقریباً همگی در بیروت ساکن شده‌اند. معروفترین این طوایف طوایف جان پولاد (طوایف جنبلاط) هستند که چهارصد سال پیش به دره شوف گریختند و به مذهب دروزی درآمدند و نوادگانشان اکنون، خاندان معروف جنبلاط اند. کردها اکنون خواهان آن اند که همچون ارمنیان و آشوریان به عنوان اقلیت قومی به رسمیت شناخته شوند.





کردان فارس

کردان فارس در متون قرون اولیه اسلامی به عشایر منطقه فارس، مرکز ایران ساسانی، اطلاق می‌شود (رموم فارس). در این معنا، «کرد» به معنای امروزین نیست یعنی به یک قوم خاص اطلاق نمی‌شد بلکه دارای همان معنای عامی بود که امروزه از واژه «عشایر» مستفاد می‌شود.

در زمان باستان تا اواسط سده نهم هجری، ۵۰۰ هزار کرد در فارس هستند. اینها به صورت پنج ایل در فارس می‌زیسته‌اند. کهنترین و تنها اثری که طایفه‌های کردهای شیانکاره را بازکاوی کرده، فارسنامه ابن بلخی است که بین سالهای۵۰۰ تا ۵۱۰ هجری قمری نوشته شده و این کردها را در پنج گروه اسماعیلیان، رامانیان، کرزومپان، مسعودیان و شکانیان شرح داده‌است. او در پژوهش خود احتمال می‌دهد که این کردها، مذهبی تسنن و امامیه و هفت امامی داشته که با زبانی غیر از پارسی سخن می‌گفته، اما زبان پارسی را خوب می‌دانسته‌اند.

غیر از عشایر کرد شیراز، گروهی کرد از زمان ساسانیان وجود داشته‌اند که پنج طایفه بوده‌اند. یک طایفه آنها در اصفهان و چهار طایفه دیگر در پارس سکونت داشته‌اند. طایفه اصفهانی در سده چهارم به شهرستان کنونی اقلید فارس می‌آیند شاید کردشولی ها که منطقه سرحد چهادانگه شهرستان اقلید فارس و به ویژه در روستاهای چشمه رعنا حسین اباد کافتر و خنجشت یا (خنجشت) ساکن هستند این دسته می‌باشند زیرا در قبرستانهای انها سنگ قبرهایی با قدمت بیش از ۵۰۰ سال وجود دارد که کلمه کردشولی و بعضا (کورشولی) ذکر شده‌است.و یک گروه هم در فیروزآباد و گروهی هم در گرمسیر فارس حضور داشته‌اند. گروهی را هم نمی‌دانیم در کجا هستند. اینها در سال ۴۳۰ برای خودشان یک پادشاه معین می‌کنند و از اینجا سلطنت ملوک شبانکاره از سال ۴۳۰ تا ۷۴۶ در شرق فارس به وجود می‌آید. شهرستان نیریز، استهبان (شهر ایج، ایگ سابق)، فسا و داراب ولایت کردهای شبانکاره را دارند. تعداد ۲۹ پادشاه در این سرزمین پادشاهی می‌کنند و حکومت داشته‌اند.

ژوکوفسکی (v.a.Jokovicksi) که در سال ۱۸۸۲ به شیراز آمده‌است (حدود ۱۳۰ سال پیش) در باره مردم تلخداشک می‌نویسد:

روستای تلخی دشک در جنوب غربی شیراز در حومه باغ کمال الملک (باغ عفیف آباد) واقع شده، ساکنان آن کرد بوده و از طایفه کوزیوند (غازیوند) از ایل گوران می‌باشند که از آئین و مذهب ویژه‌ای برخوردارند.

تعداد ۱۲ روستا در ایران به نام شبانکاره وجود دارد که تأثیر و ردپای کردهای ملوک شبانکاره را نشان می‌دهد. شهری در شهرستان برازجان به نام شبانکاره و در استان کرمانشاه چند روستا داریم که از کردهای شبانکاره هستند و به زبان کردی صحبت می‌کنند. در سلیمانیه عراق شبانکاره زیاد هستند. مثلاً در یک منطقه ۷۳ روستا که ساکنانش کرد شبانکاره هستند، وجود دارد که به کردستان عراق کوچ کرده‌اند. اما اینکه آیا کوچ اجباری دولتی و یا کوچ تبعیدی و دراثر خشکسالی بوده، هنوز اطلاعی در دست نیست.

در حال حاضر در استان فارس، گروهی از کردها زندگی می‌کنند که خود را کرونی می‌نامند این گروه در حدود ۱۰۰۰ خانوار هستند که در روستاهای شیراز و کازرون و سپیدان زندگی می‌کنند. سه روستا صد در صد کرد و ۱۱ روستای مشترک با فارسها. اینها به زبان کردی کرمانشاهی صحبت می‌کنند. این کردها زمان کریم خان زند به شیراز آمده‌اند. کریم خان زند، در آن زمان ۹۰ هزار نفر از کردها را برای تقویت خود به اطراف شیراز می‌بَرد.

در شیراز غیر از این روستاها، در محله «تلخداش» که اینها هم از همین کردها هستند و یک کوچه در شیراز به نام لکها وجود دارد. آنهایی که در تلخداش زندگی می‌کنند علی الهی(اهل حق) هستند. یک حسینیه یا مسجد کردها هم در شهر شیراز وجود دارد که مربوط به دوره کریم خان زند است. کردهایی که از زمان کریم خان زند به این مناطق آمده‌اند، کرد کرمانشاهی هستند و کردی کرمانشاهی صحبت می‌کنند.

همچنین در استان فارس ؛ روستای بنام بوکان وجوددارد. بوکان نام شهری کُردنشین در ایران است.

۱۷ خانوار از کردهای شیراز هنوز کوچ روی می‌کنند. در لارستان فارس ۱۰ هزار نفر کرد هستند که پیرو مذهب اهل سنت شافعی بوده‌اند.

ردپای کردهای کرمان تا کهنوج و بم هم دنبال شده‌است. مهنی‌ها در سیرجان و رفسنجان هستند؛ در دامنه کوههای بارز.





ادبیات کردی

ادبیات کردی به نوشته‌ها، سروده‌ها و داستان‌هایی گفته می‌شود که به گویشھای زبان کردی مانند سورانی، گورانی و کرمانجی نوشته شده‌است.

از بزرگان ادبیات کلاسیک کردی می‌توان به جزیری، احمد خانی، نالی، مولوی کرد ومستوره اردلان اشاره کرد. از میان معاصران هم می توان شیرکو بی‌کس، عبدالله پشیو، هژار و هیمن اشاره کرد.






ادبیات کرمانجی

طلوع و رشد ادبیات کرمانجی را می توان همزمان با ملای جزیری و علی حریری دانست. دامنه اشعار این گویش با کارهای فقی طیران و احمد خانی گسترده شد. از معاصرانی که به این گویش شعر سروده می توان جگرخون را نام برد.






ادبیات کردی جنوبی ( کلهری، گورانی، لکی، فیلی )

سابقه ادبیات و بویژه شعر در میان دیگر گویشوران کردی جنوبی بسیار طولانی تر از سایر کردها است . با این حال تا اوایل سدۀ هجدهم میلادی متنی به گویش کردی جنوبی در دسترس نیست و سرایندگان جنوب کردستان برای سرایش از کردی گورانی استفاده می کردند. ملا پریشان دینوری، غلامرضا ارکوازی، شاه خوشین، الماس خان کندوله ای، خانا قبادی و ... از شاعرانی هستند که در سده های هفتم تا هجدهم در منطقه ی جنوب کردستان ظهور کرده اند و همگی آثار خود را به کردی گورانی نوشته اند. قدیمی ترین اشعار به دست آمده به کردی گورانی مجموعه سروده های دینی یارسان (اهل حق) است که قدیمی ترن آن ها به قرن سوم هجری بازمی گردد. از ابتدای قرن هجدهم با ظهور شاکه و خان منصور سرایش به کردی جنوبی هم شکل می گیرد، اما به یک سنت ادبی تبدیل نمی‌شود. گورانی تا ابتدای سدۀ بیستم کماکان زبان ادبی رایج در جنوب کردستان باقی می ماند و از این تاریخ به بعد به تدریج جای خود را به کردی جنوبی و لهجه های گوناگون آن می دهد.
در عصر حاضر شاعرانی همچون: شامی کرماشانی، نقی آزاد، پرتو کرماشانی، یدالله بهزاد، جلیل آهنگرنژاد، ناهید محمدی، رضاموزونی، سعید عبادتیان، ظاهر سارایی، شیردل ایلپور، فرهاد شاهمرادیان، پرویز بنفشی، علی الفتی، حبیب الله بخشوده و ... آثار قابل توجهی به کردی جنوبی خلق کرده اند. نخستین رمان به زبان کردی جنوبی، تحت عنوان ئاگرمه لوچ در سال ۱۳۸۸ خورشیدی توسط عباس جلیلیان نوشته شده است.






ادبیات گورانی و هورامی

قدیمی ترین آثار در ادبیات کردی سروده های دینی یارسان هستند که به کردی گورانی سروده شده اند. کردی گورانی و هورامی تا ابتدای سدۀ نوزدهم در دربار اردلان و تا ابتدای سدۀ بیستم در جنوب کردستان زبان رایج ادبی محسوب می شد. بخش اعظم ادبیات دینی یارسان به کردی هورامی و گورانی نگارش شده و هورامی و گورانی زبان آیینی یارسان به شمار می آید. همچنین بخش زیادی از ادبیات گورانی را منظومه های بلند تشکیل می دهند که عمدتاً مضمونی عاشقانه یا حماسی دارند و سراینده ی برخی از آن ها، مانند برزونامه ناشناخته مانده است. از بزرگان ادب هورامی می توان بیسارانی، صیدی و مولوی کرد را نام برد.






ادبیات سورانی

طلیعه شعر سورانی را می توان همزمان با نشر اشعار نالی، بزرگترین غزلسرای کرد، در ابتدای قرن ۱۹ دانست. سپس شعرایی چون کردی، سالم (شاعر) و حاجی قادر کویی، محوی، وفایی، ناری، حریقی و قانع بیشتر بر دامنه ادب سورانی افزودند.حسن قزلجی و ابراهیم احمد از اولین کسانی بودند که به گویش سورانی داستان نویسی کردند. عبدالله گوران شعر نو کردی را پایه گذاری نمود. هژار شاعر، مترجم و فرهنگ نویس، هیمن شاعر، بختیار علی داستان نویس برجسته کرد، شیرکو بیکس و عبدالله پشیو از دیگر شخصیت های مهم ادبیات سورانی هستند.





استان کردستان

استان کردستان (به کردی : کوردستان - Kurdistan ) یکی از استان‌های ایران است که در غرب کشور واقع شده این استان ۲۸٬۲۰۳ کیلومتر مربع مساحت دارد. این استان که در دامنه‌ها و دشت‌های پراکنده سلسله جبال زاگرس میانی قرار گرفته است، از شمال به استان‌های آذربایجان غربی و زنجان، از شرق به همدان و زنجان، از جنوب به استان کرمانشاه و از غرب به کشور عراق محدود است. مرکز این استان، شهر سنندج است. استان کردستان براساس آخرین تقسیمات کشوری در سال ۱۳۹۰ دارای ۱۰شهرستان، ۲۹شهر، ۳۱بخش، ۸۶دهستان و ۱۶۹۷آبادی دارای سکنه و ۱۸۷آبادی خالی از سکنه بوده است. شهرستان‌های این استان عبارتند از: بانه، بیجار، دهگلان، دیواندره، سروآباد، سقز، سنندج، قروه، کامیاران و مریوان.

بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ١٣٩٠ استان كردستان ۱٬۴۹۳٬۶۴۵ نفر جمعیت دارد كه ۶۶درصد شهری و ۳۴درصد را جمعیت روستایی تشكیل می دهد . تراكم نسبی جمعیت معادل ۵۱.۲ نفر در كیلومتر مربع است .






نام

کردستان متشکل از دو کلمه «کرد» و پسوند «ستان» به معنی مکان می‌باشد. کردستان مکان و سرزمین کردها می‌باشد. ناحیه‌ای است در ایران واقع شده است. کلمه کردستان برای اولین بار بطور رسمی در دوره سلجوقی بکار برده شد و از آن پس ثبت گردید.






جغرافیا
استان کردستان با مساحت ۲۸۲۰۳ کیلومتر در غرب ایران مجاور کشور عراق بین ۳۴ درجه و ۴۴ دقیقه تا ۳۶ درجه و ۳۰ دقیقه عرض شمالی و ۴۵ درجه و ۳۱ دقیقه تا ۴۸ درجه و ۱۶ دقیقه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ قرار دارد که این مساحت ۱٫۷ درصد از مساحت کل کشور را شامل می‌شود و از نظر وسعت رتبه ۱۶ را در کشور دارا است. از شمال به استانهای آذربایجان غربی و قسمتی از زنجان و از جنوب به استان کرمانشاه و از شرق به استان همدان و قسمتی دیگر از استان زنجان و از غرب به کشور عراق محدود می‌باشد. این استان شامل ۲۳۰ کیلومتر مرز خاکی مشترک با کشورعراق است. از لحاظ اقلیمی و طبیعی استان کردستان منطقه‌ای کوهستانی می‌باشد که دشت‌های مرتفع و دره‌های پهن نیز در پهنه منطقه گسترده شده‌اند. اختلاف ارتفاع بین بلندترین و پست‌ترین نقاط استان به حدود ۲۴۰۰ متر می‌رسد. کوه شاهو با ارتفاع ۳۳۰۰ متر بلندترین و منطقه آلوت در بانه با ارتفاع حدود ۹۰۰ متر کم ارتفاع‌ترین نقطه استان می‌باشد. که این اختلاف ارتفاع خود باعث به وجود آمدن اقلیم‌های متفاوت می‌گردد. کردستان با دریا فاصله اش زیاد است، اما از طریق دره‌های عمیق در هم تنیده، به آب‌های آزاد جهان در جنوب و دریاچه‌های شمالی نظیر دریای خزر و دریاچه ارومیه راه دارد. سرچشمه بسیاری از رودخانه‌های بزرگ در کوه‌های کردستان واقع شده‌اند.






تاریخ

استان کردستان بخشی از سرزمینی است که به وسیله مادها حکمرانی می شده است. مرز تاریخی سرزمینهایی که بوسیله مادها اداره می شده، در شمال به اورارتو، در غرب به آشور و در جنوب و جنوب غربی به ایلام و سومر منتهی می‌شد. در ابتدا قبایل نژاد آریایی در شرق و غرب دریاچه ارومیه اسکان یافتند. تعدادی از آنان در شرق دریاچه مقیم شدند و آن را «آمادای» نامیدند و قسمتی که در غرب دریاچه ارومیه بود را پارسوا (پارسوما) نامیده می‌شد. اولین گروه دولت مادها را بنیان نهاد و دومین گروه سلطنت قدرتمند هخامنشیان را به وجود آورد. با توجه به متن نوشته داریوش در پرسپولیس و بیستون، دولت شاهنشاهی مادها در ناحیه هخامنشی در ۵۵۰ قبل از میلاد واقع شده و سرزمین مادها یکی از ایالات دولت هخامنشی شد. از زمان سلطنت هخامنشیان، در نواحی پارسها و ساسانیها، ایالت مادها بعنوان یکی از ایالات ایران باستان بنام «ماه» شناخته می‌شد. این ایالت شامل دو بخش «ماه پایین» یا رازی ماه و «ماه بالا» یا نهاوند ماه بود. در دوران قبل از اسلام سرزمین مادها، «مای» یا «ماه» نامیده می‌شد. ناحیه استان کردستان (اردلان)در دوره صفویه شامل ۹ شهر عمده بود: سنه، گروس، الکا، زرین کمر، طغامین، خورخوره، جوانرود، اورامان، الکای بانه، قالازالام و پالانگان. دولتمردان مستقل برای قبایل بزرگ منصوب می‌شدند. بنا به پیش نویس شماره ۱۲۷۵ در ۱۳۱۶/۹/۹، ایران به شش بخش تقسیم شده بود. استان غربی شامل شهرهای کردستان، کرمانشاه، گروس، باوندپور (کلهر)، پشت کوه، لرستان، بروجرد، همدان، ملایر، خرمشهر، آبادان، خوزستان و کهگیلویه بود. در سال ۱۳۳۷ با توجه به فرمان شورای وزرا کردستان از پنجمین استان جدا شد و استان کردستان را تشکیل داد. شهرهای استان، سنندج، گروس، سقز و قروه بودند.






مردم

استان کردستان یکی از استان‌های کردنشین در غرب ایران است، اکثریت ساکنان این استان، کردزبان هستند که به لهجه‌های مختلف تکلم می‌کنند. زبان کردی در استان کردستان و همچنین در استان‌های ایلام، کرمانشاه، همدان، قزوین، آذربایجان غربی و شمال خراسان و دیگر کشورها لهجه‌های گوناگونی دارد اما مهمترین، پر تکلم‌ترین و یا به عبارتی لهجه رسمی و ادبی دو شاخه کرمانجی و سورانی است، شاخه سورانی در استان کردستان لهجه رایج در ادبیات مکتوب است.

علاوه بر زبان کردی اهالی شمال شرقی شهرستان قروه وشهریاسوکند و روستاهای شمالی شهرستان بیجار به زبان ترکی آذربایجانی تكلم می كنند و همچنین در بخش چهاردولی به زبان لکی نیز تکلم می‌کنند اقلیت‌های ارمنی و یهودی نیز به تعداد اندک در برخی شهرهای استان یافت می‌شوند.
نظرسنجی سال ۱۳۸۹طی پژوهشی که شرکت پژوهشگران خبره پارس به سفارش شورای فرهنگ عمومی در سال ۸۹ انجام داد و براساس یک بررسی میدانی و یک جامعه آماری از میان ساکنان ۲۸۸ شهر و حدود ۱۴۰۰ روستای سراسر کشور، درصد اقوامی که در این نظر سنجی نمونه گیری شد در استان کردستان به قرار زیر بود: 84 کرد (84٪ مرد، 84٪ زن)٬ ۰٫۶ فارس (۰٫۶٪ مرد، ۰٫۶٪ زن)، 15 ترک (15٪ مرد، 15٪ زن) و ۱٫۲ بدون‌جواب بودند.






آب و هوا

اقلیم کردستان متاثر از توده‌های هوای گرم و مرطوب مدیترانه‌ای است که این توده‌ها موجب بارندگی‌هایی در بهار و ریزش برف در زمستانها شده است. این توده‌های هوایی که از اقیانوس اطلس و دریای مدیترانه با برخورد به ارتفاعات زاگرس بخش قابل توجهی از رطوبت را بصورت بارش‌های پراکنده برف و باران در این منطقه نشان می‌دهند. تعداد روزهای یخبندان ۱۰۹ روز و میزان بارندگی سالانه در شرایط عادی اقلیمی معادل ۵۰۰ میلی متر می‌باشد. بیشترین میزان بارندگی مربوط به شهرهای مریوان و بانه حدود ۸۰۰ میلی متر در سال و کم‌ترین میزان بارندگی در ناحیه شرق حدود ۴۰۰ میلی متر و در قسمت مرکزی استان یعنی سنندج نزدیک به ۵۰۰ میلی متر در سال است. نفوذ توده‌های مرطوب زمستانی و بهاری در مریوان و دریاچه زریوار تأثیر فراوانی در مرطوب و معتدل شدن هوای این ناحیه دارد. میزان رطوبت و بارش مناسب باعث ایجاد جنگل‌های انبوه بلوط و گونه‌های مختلف درختان جنگلی شده است.






کوه‌ها و قله‌ها
ارتفاعات، دامنه‌ها و رشته کوههای متعدد استان کردستان از دیگر قابلیت‌های تفرجگاهی آن به شمار می‌آیند. رشته کوههای غرب کشور به صورت رشته‌هایی موازی، تمامی پهنه استان را در بر گرفته‌اند و محدوده طبیعی آن را تشکیل می‌دهند. یخچال‌های قلل مرتفع، چشمه سارهای فراوان پوشش مناسب جنگلی و مرتعی دامنه‌های مناطق کوهستانی، به ویژه مناطق نزدیک شهرها (آبیدر، آربابا، شاهو) در جنوب استان عمدتا در روزهای تعطیل، پذیرای گروه زیادی از ساکنین مناطق شهری و مسافران استان هستند. مهمترین کوههای استان که بیش از ۲۸۰۰ متر ارتفاع دارند عبارتند از: کوه کوچسار، کوه شیخ معروف، کوه پنجه علی، کوه کانی چرمه، کوه حلقه مسیر، کوه سنا سره، کوه میانه، کوه مسجد میرزا، کوه ملاکاوو، کوه حسین بک، کوه پیازه، کوه تخت، کوه هوعالی داغ، کوه چهل چشمه، کوه هواربرزه، کوه چرخ لان، کوه سراج الدین.






سدها

سد قشلاق
سد گاوشان
سد گلبلاغ
سد وحدت
سد سیاه‌زاغ







مناطق دیدنی و گردشگری
بزرگترین سینمای روباز جهان در آبیدر

بزرگترین سینمای روباز جهان با گنجایش 10هزار نفر در پارک جنگلی آبیدر سنندج می باشد. آبیدر با پرده ای در ابعاد 12×25 متر، بزرگترین سینمای روباز جهان محسوب می‌شود. صدای فیلم‌های این سینما از طریق موج اف ام رادیو در هر مکان از پارک جنگلی آبیدر قابل دریافت است و پرده آن به گونه‌ای تعبیه شده که 10 هزار نفر بتوانند روبه‌روی آن قرار گیرند.حوزه هنری کردستان ساعت 21 هر شب یک فیلم را در این سینما اکران می‌کند.همچنین مسابقات مهم از جمله نیمه نهایی و فیتال جام جهانی 2010 از این سینما برای شهروندان سنندجی پخش شد.
استان کردستان به علت دارا بودن شرایط مساعد اقلیمی و زیست محیطی، از دوران پیش از تاریخ، به عنوان یکی از استقرارگاه‌های بشری مورد توجه بوده و نتایج حاصل از کاوش‌های علمی باستان‌شناسی در مکان‌های باستانی حاکی از این مطلب است. در کردستان حدود هزار و دویست و سی و چهار اثر باستان شناسایی شده و حدود پانصد اثر از آنها در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است.






جاذبه‌های طبیعی

بیش‌تر جنگل‌های استان دراطراف شهرهای بانه و مریوان واقع شده و بعد از جنگل‌های شمال کشور در درجهٔ دوم اهمیت قرار دارد. در حال حاضر جنگل‌های استان به صورت درختچه و بوته‌های پراکنده درآمده است. معروف‌ترین درختان جنگلی این جنگل‌ها بلوط، گلابی، گردو، سیب وحشی، پسته وحشی، زالزالک، آلبالو جنگلی، نارون، افرا و درخت‌هایی مانند گز و بید وحشی در کنار رودخانه است. نواحی جنگلی استان عبارت اند از: جنگل‌های مریوان (۱۸۵۰۰۰ هکتار)، بانه (۵۰۰۰۰ هکتار)، سقز (۷۰۰۰ هکتار) و جنگل‌های منطقه سنندج که مساحت آن حدود ۷۸۰۰۰ هکتاراست و بیشتر درغرب کامیاران و جنوب سنندج واقع شده‌اند. از دیگر جاذبه‌های طبیعی استان می‌توان به

پارک جنگلی آبیدر،
منطقه اورامان،
روستای پلکانی پالنگان
رودخانه سقز (چم سقز)
دریاچه زریوار
کوه آر بابا بانه،
آبشاربل،
دریاچه زریوار،
چهل‌چشمه،
سراب قروه و
آبشارکویله اشاره کرد.







آئین‌ها و مراسم‌ها

مراسم پیر شالیار در روستای اورامان‌تخت (هورامان) کردستان، هر سال دو بار در نیمه بهار و نیمه زمستان برگزار شده و عروسی «پیر شالیار» در سه روز جشن گرفته می‌شود. مقبره پیر شالیار که از موبدان عبدالقادرگیلانی بوده است در انتهای جاده آسفالته اورامان قرار دارد. این مراسم شامل ذبح دام قربانی، دف زنی، نوعی رقص، خوردن آش، و شب‌نشینی و خواندن شعر و دعا است.






موقعیت اقتصادی اجتماعی

این استان از لحاظ اقتصاد کشاورزی از مناطق قابل توجه و از لحاظ دامپروری یکی از قطب‌های اساسی دامداری کشور است. فعالیتهای صنعتی این استان بسیار محدود می‌باشد، ولی به طور کلی صنایع این استان به دو گروه ماشینی و دستی تقسیم می‌شوند که صنایع ماشینی آن مشتمل بر صنایع کانی غیرفلزی، شیمیایی، نساجی و چرم، غذایی، برق و الکترونیک می‌باشد و صنایع دستی آن نیز شامل فرشبافی، گلیم‌بافی، نساجی و غیره می‌باشد.






مشاهیر استان کردستان
سیاسیون،دولتمردان،نظامیون

امیرنظام گروسی (سیاستمدار٬دیپلمات،ادیب و خوشنویس دوره قاجار)
زبیده خانم امینه اقدس از همسران ناصرالدین شاه قاجار و سوگلی دربار
غلامعلی بایندر فرمانده کل نیروی دریایی ارتش شاهنشاهی ایران در جنگ جهانی دوم
یدالله بایندر ناوسروان نیروی دریایی ارتش شاهنشاهی ایران
یحیی صادق وزیری وزیر ، قاضی
فرح کریمی ( سیاست‌مدار ایرانی-هلندی عضو حزب سبزهای چپ،مدیر آکسفام نویب،نماینده پارلمان هلند،مشاور ارشد برنامه عمران ملل متحد در پروژه SEAL )
احمد مفتی‌زاده
بهاالدین ادب سیاستمدار،موسس حزب جبهه متحد کرد ، موسس و رئیس سازمان نظام مهندسی ، عضو هیأت موسس بانک کارافرینان، نایب رئیس فدراسیون بسکتبال ایران.
عبدالله رمضان زاده عضوشورای‌مرکزی جبهه مشارکت ایران ،استاددانشگاه‌تهران،سخنگوی دولت خاتمی ، استاندار کردستان
محمدرضا رحیمی معاون اول رئیس جمهور در دولت احمدی‌نژاد
صدیق کمانگر از اعضای جنبش کارگری ایران و از رهبران جنبش کارگری در کردستان ایران
محمدصدیق کبودوند
رؤیا طلوعی روزنامه نگار،از مدافعان حقوق بشر و طرفدار حقوق زنان
احسان هوشمند فعال ملی مذهبی ، پژوهشگر
حسن امینی فعال مذهبی- قومی
هانا عبدی فعال سیاسی







حوزه فرهنگ و ادب

فاضل‌خان گروسی شاعر و نویسنده دربار فتحعلی شاه
علی‌اصغر امیرانی روزنامه‌نگار و بنیان‌گذار، مدیر و نویسنده مجله خواندنیها
ابراهیم یونسی مترجم، نویسنده و محقّق
مستوره اردلان شاعر، نویسنده و تاریخ‌نگار
فرخ نعمت‌پور رمان نویس و مترجم
محمد کابلی (قانع) شاعر
شکرالله بابان گوینده، مفسر، شاعر، نویسنده، مترجم
ذبیح‌الله منصوری مترجم ، روزنامه نگار، نویسنده
کامران نجات اللهی استاد دانشگاه
محی‌الدین حق‌شناس شاعر و ادیب
عطا نهایی نویسنده
حمید حسنی پژوهشگر، فرهنگ‌ نویس، و ویراستار
سوران کردستانی محقق، نویسنده،مورخ و شاعر
عرفان قانعی‌فرد پژوهشگر
عرفان قانعی‌فرد پژوهشگر
مهدی حبیبی نخبه علمی ،مهندس برق ،استاد دانشگاه،فعال اجتماعی وفرهنگی







هنرمندان

سید علی‌اصغر کردستانی از اساتید آواز دوران قاجار و پهلوی
مظهر خالقی خواننده
حسن کامکار موسیقی‌دان، نوازندهٔ ویولن و بنیان‌گذار گروه موسیقی کامکارها
گروه کامکارها شامل خانواده هنرمند و سرشناس کامکار
هوشنگ کامکار آهنگساز،عضو شورای عالی خانه موسیقی ایران
بیژن کامکار خواننده و نوازنده دف، رباب، تار، تمبک و دهل
پشنگ کامکار نوازنده سنتور
قشنگ کامکار نوازندهٔ سه‌تار و ویلن
ارژنگ کامکار نوازنده تمبک، نقاش
اردشیر کامکار نوازندهٔ ویولن و کمانچه
ارسلان کامکار نوازندهٔ بربط و ویولن
اردوان کامکار نوازنده سنتور
هانا کامکار نوازندهٔ دف و عکاس
صبا کامکار خواننده
نیریز کامکار نوازنده تار
سیاوش کامکار نوازنده سنتور
بهروز غریب‌پور نویسنده کارگردان تئاتر و سینما و استاد نمایش عروسکی
ایرج گل‌افشان تدوین‌گر فیلم
عربعلی شروه نقاش ، سفال‌گر و مجسمه‌ساز
محمد رشید شیخ‌الاسلامی کردستانی خطاط
پل کلدانی موزیسین،مجری رادیوئی٫محقق٫مترجم و نویسنده حکایت‌های فولکلور ایرانی
بهمن قبادی، کارگردان و نویسنده
هادی ضیاءالدینی مجسمه ساز و نقاش
حسن یوسف‌زمانی آهنگساز، نوازنده و رهبر ارکستر ایرانی
حسین یوسف‌زمانی آهنگساز ، نوازنده ویلن
احمد ابراهیمی (خواننده)
ناصر رزازی خواننده
عباس کمندی خواننده،آهنگساز،شاعر
صدیق تعریف خواننده
محمدجلیل عندلیبی آهنگساز و نوازنده سنتور
قطب‌الدین صادقی نویسنده کارگردان تئاتر و بازیگر سینما و تلویزیون.
فرهاد اصلانی بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون
فرامرز صدیقی بازیگرسینما و تلویزیون
مهوش افشارپناه بازیگرسینما و تلویزیون
بیژن صیفوری طراحِ گرافیک، مدیر هنری، عکاس، نویسنده و استاد دانشگاه
سعید فرج‌پوری نوازنده کمانچه
جمشید عندلیبی نوازنده نی
سعید آقاخانی نویسنده ، کارگردان و بازیگر تئاتر ، سینما و تلویزیون
مهرداد کریم خاوری نوازنده و مدرس دف
فردین کریم خاوری نوازنده و آهنگساز
محمود شهریاری مجری برنامه های تلویزیونی
محمود دینی بازیگر سینما و تلویزیون
شهره قمر بازیگر سینما
روژان خواننده کردی کلاسیک
تینو صالحی بازیگر و کارگردان تئاتر
کیوان کریمی فیلمساز
آزاد آزادپور رپر سبک هیپ‌هاپ
جمشید مقدم خواننده
ستار چمنی‌گل کارگردان و پخش کننده فیلم
ویدا صالحی بازیگر سینما،تلویزیون و تئاتر، فیلمنامه نویس و گریمور







علما و مذهبیون

مظفر پرتوماه از نخستین استادان ایرانی رشته فیزیک هسته‌ای بود، که سه دهه در سازمان فضایی ناسا به پژوهش علمی اشتغال داشت.
عبدالله سوری (مه‌لا سووری)
پیرمراد (صحابه پیامبر (ص))
محمد عزیزی (ملا محمد به‌ردهڕه‌ش)
آیت الله نصرالله بنی صدر پدر ابوالحسن بنی صدر اولین رئیس جمهور ایران
سید ابوالفضل حسینی مجتهد
عزالدین حسینی





ورزشکاران

بیژن ذوالفقارنسب بازیکن سابق و مربی فوتبال
عبدالله چمن‌گلی قهرمان سابق کشتی فرنگی،مربی تیم ملی کشتی،برترین مربی کشتی فرنگی جهان در سال ۲۰۱۲
بیت الله عباسپور قهرمان بدنسازی ایران و از قهرمانان این رشته در دنیا
سامان ویسی بسکتبالیست
حامد سهراب‌نژاد بسکتبالیست
امجد شکوه‌مقام فوتبالیست
ضیاءالدین نیک‌نفس فوتبالیست
وریا غفوری فوتبالیست
اسحاق سبحانی فوتبالیست
5:54 pm
نونیز و ثبات در مدیریت (۲۰۰۰–۱۹۷۸)
در سال ۱۹۷۸ جوزپ لوییس نونیز در انتخاباتی توسط اعضای باشگاه به عنوان مدیر جدید انتخاب شد. این تصمیم بسیار نزدیک و متصل به گذار اسپانیا در مسیر دموکراسی و پایان یافتن دیکتاتوری فرانکو در سال ۱۹۷۴ بود. هدف اصلی نونیز ارتقا دادن بارسا به سطح یک باشگاه جهانی از طریق ثبات بخشیدن به آن در زمین و خارج از آن بود. وی به توصیه کرایف، آکادمی جوانان بارسلونا، لا ماسیا را در ۲۰ اکتبر ۱۹۷۹ تأسیس کرد.دوره ریاست او ۲۲ سال به طول انجامید و بر بارسلونا تاثیر بسازایی گذاشت. از زمان نونیز سیاست‌های سختگیرانه‌ای برای دستمزد و نظم و انضباط به جا مانده‌است.





در ۱۶ مه ۱۹۷۹ بارسلونا با شکست ۴–۳ فورتونا دوسلدورف در مقابل بیش از ۳۰٬۰۰۰ طرفدار بارسلونایی که برای دیدن بازی به بازل سوئیس آمده بودند، توانست برای اولین بار جام در جام اروپا فتح کند. در ۱۹۸۲ مارادونا با قراردی به مبلغ ۵ میلیون پوند از بوکا جونیورز خریده شد و دهمین رکورد جهان از حیث مبلغ قرار داد رقم خورد.در پایان فصل ۱۹۸۳–۱۹۸۲ بارسلونا توانست با مربیگری منوتی، رئال مادرید را شکست دهد و قهرمان کوپا دل ری شود. حضور مارادونا در بارسا دیری نپایید و او بارسلونا را برای پیوستن به ناپولی ترک کرد. در آغاز فصل ۱۹۸۵–۱۹۸۴ تری وینابلز به عنوان مربی انتخاب شد و توانست لا لیگا را با هافبک برجستهٔ آلمانی، برند شوستر فتح کند. در فصل بعدی او تیم را به مرحله فینال جام باشگاه‌های اروپا برد که در ضربات پنالتی بارسا مغلوب استوا بخارست شد و عنوان نایب قهرمانی را کسب کرد.پس از جام جهانی فوتبال ۱۹۸۶ باشگاه گری لینکر آقای گل آن رقابت‌ها را از باشگاه اورتون خرید و با دروازه‌بان آندونی زوبیزارتا قرار دادی طولانی بست. اما تیم در حالی که شوستر در محرومیت به سر می‌برد نتوانست موفقیت‌های زیادی کسب کند. وینابلز در آغاز فصل ۱۹۸۸–۱۹۸۷ از بارسا اخراج و لوییس آراگونز جانشین او شد. تمرد بازیکنان از نونیز در رویدادی که به هسپریا موتینی شهرت دارد در همین فصل رخ داد و این فصل با پیروزی ۱–۰ در مقابل رئال سوسیداد در فینال کوپا دل ری به پایان رسید.در سال ۱۹۸۸ کرایف به عنوان سرمربی به باشگاه بازگشت و به زبان ساده‌تر یک تیم رویایی جمع کرد. در حالی که باشگاه با ستاره‌های بین‌المللی چون روماریو، رونالد کومان، میشل لادروپ و هریستو استویچکوف قرار داد داشت، او ترکیبی از بازیکنان اسپانیایی چون خوزه ماری باکرو، جوزپ گواردیولا و تکسیکی بگیریستین را به زمین می‌برد.بارسا زیر نظر یوهان کرایف توانست چهار عنوان قهرمانی لالیگا را بین سال‌های ۱۹۹۱ تا ۱۹۹۴ پی در پی کسب کند. در رقابت‌های اروپایی نیز با شکست سمپدوریا در فینال جام در جام اروپا ۱۹۸۹ و لیگ قهرمانان اروپا ۱۹۹۲ هر دو عنوان قهرمانی را به دست آورد. همچنین بارسا کوپا دل ری در سال ۱۹۹۰، سوپر جام اروپا در سال ۱۹۹۲ و سه سوپر جام اسپانیا را نیز ازآن خود کرد. یوهان کرایف با ۱۱ عنوان قهرمانی، موفق‌ترین مربی باشگاه تا به امروز بوده و با ۸ سال مربیگری پی در پی بیشترین مدت باقی‌ماندن در سمت مربیگری باشگاه را داراست.بخت یوهان کرایف در فینال دو فصل آخر مربیگریش برگشت و کسب نتایج ضعیف اسباب اخراج او توسط نونیز را فراهم کرد.بابی رابسون جایگزین کرایف شد و تنها در فصل ۱۹۹۷–۱۹۹۶ در این سمت باقی‌ماند. او رونالدو را از پی‌اس‌وی خرید و توانست سه جام کوپا دل ری، سوپر جام اسپانیا و جام در جام اروپا را برای باشگاه به ارمغان آورد. حضور رابسون تنها یک راه حل کوتاه مدت بود تا لوئیس فن خال بتواند به باشگاه بپیوندد.رونالدو نیز چون مارادونا برای مدت کوتاهی در باشگاه ماند و سپس به اینتر میلان پیوست. به هرشکل ستارگان تازه‌ای چون لوییس فیگو، پاتریک کلایورت، لوییز انریکه و ریوالدو در باشگاه ظاهر شدند و بارسا هر دو جام کوپا دل ری و لا لیگا را در سال ۱۹۹۸ بالای سر برد. در ۱۹۹۹ ریوالدو به عنوان چهارمین بازیکن بارسلونا توانست عنوان بهترین بازیکن فوتبال سال اروپا را کسب کند. علی‌رغم تمام این موفقیت‌ها داخلی، عدم پیروزی بارسا در فینال لا لیگا ۲۰۰۰ که سبب قهرمانی رئال مادرید شد، استعفای نونیز و فن خال را در پی داشت.




رفتن نونیز و آمدن لاپورتا (۲۰۱۰–۲۰۰۰)
رفتن نونیز و فن خال از باشگاه قابل مقایسه با پیوستن لوییس فیگو به رئال مادرید نبود، فیگو نه تنها کاپیتان دوم تیم بلکه به عنوان قهرمانی قابل ستایش نزد هواداران بارسا شناخته می‌شد، تاجایی که بسیاری از کاتالونیایی‌ها او را از خودشان می‌دانستند. هواداران بارسا که از تصمیم پیوستن فیگو به رقیب دیرینه خود بسیار ناراحت بودند، این ناراحتی را با استقبال خشم‌آلود خود از حضور فیگو در نیوکمپ نشان می‌دادند، حتی در اولین حضور او در نیوکمپ به سمتش یک کله خوک و شیشه پر ویسکی پرتاب کردند.در سال ۲۰۰۰ خوان گسپارت جایگزین نونیز شد و به مدت سه سال در این سمت باقی‌ماند. در این مدت باشگاه شاهد رفت‌وآمد مربیان بود. در نهایت فن خال برای بار دوم به باشگاه بازگشت ولی از آنجایی که نتیجه مثبتی حاصل نشد، فن خال و گسپارت هر دو استعفا دادند.پس از دوران ناموفق گسپارت، باشگاه با ترکیبی از مسئولین جوان به اوج بازگشت. خوان لاپورتا جایگزین گسپارت شد و فرانک ریکارد بازیکن سابق تیم ملی فوتبال هلند به عنوان مربی بارسا انتخاب شد. تاثیر بازیکنان بین‌المللی و ترکیب آن‌ها با بازیکنان اسپانیایی تیم را به سمت کسب موفقیت مجدد سوق داد. بارسا توانست در سال ۲۰۰۵–۲۰۰۴ لا لیگا و سوپر جام اسپانیا را فتح کند و قرار دادی با رونالدینیو، بازیکن سال فوتبال جهان ۲۰۰۶ ببندد.در فصل ۲۰۰۶–۲۰۰۵ بارسا مجدداً قهرمان لا لیگا و سوپر جام اسپانیا شد. در فینال لیگ قهرمانان بارسلونا در مقابل آرسنال قرار گرفت، درحالی که آرسنال تا پیش از ۱۵ دقیقه پایان بازی با ۱۰ بازیکن پیروز میدان بود، بارسا توانست نتیجه بازی را ۲–۱ به نفع خود تغییر دهد و جام را بعد از ۱۴ سال بالای سر بگیرد.در همان سال بارسلونا در جام باشگاه‌های جهان نیز شرکت کرد و در فینال با گل دقیقه ۸۲ حریف برزیلی خود، مغلوب اینترناسیونال شد.اگرچه بارسلونا فصل ۲۰۰۷–۲۰۰۶ را با قدرت شروع کرد، اما در پایان بدون کسب هیچ عنوانی فصل را به پایان رساند. بعدها اردوی پیش از فصل در ایالات متحده که منجر به مصدومیت ساموئل اتوئو و لیونل مسی شد، به عنوان دلیل عدم موفقیت باشگاه اعلام شد.در لالیگا که بارسا در بیشتر فصل‌ها در جایگاه اول قرار داشت، در سال جدید بی‌ثباتی باشگاه فرصتی برای پیشی گرفتن رئال مادرید و قهرمانی آنان شد. فصل ۲۰۰۸–۲۰۰۷ برخلاف سال‌های گذشته موفقیتی برای باشگاه به همراه نداشت و در پی آن جوزپ گواردیولا مربی تیم دوم بارسلونا در پایان فصل جایگزین ریکارد شد.بارسا در فینال کوپا دل ری ۲۰۰۹ با شکست ۴–۱ اتلتیک بیلبائو برای ۲۵امین بار قهرمان این رقابت‌ها شد. سه روز پس از آن شکست رئال مادرید در رقابت‌های لالیگا جام را برای بارسلونا در فصل ۲۰۰۹–۲۰۰۸ به ارمغان آورد. بارسا در حالی فصل را به پایان رساند که در ورزشگاه المپیک رم، منچستر یونایتد فاتح سال قبل جام باشگاه‌ها را با نتیجه ۲–۰ شکست داد و سومین عنوان قهرمانی جام باشگاه‌ها را فتح کرد. در نتیجه برای اولین بار در اسپانیا اولین سه‌گانه را به دست آورد.بارسا با شکست مجدد اتلتیک بیلبائو در فینال سوپر جام اسپانیا ۲۰۰۹ و پیروزی در مقابل شاختار دونتسک در فینال سوپر جام اروپا ۲۰۰۹ دو جام دیگر را نیز بالای سر برد.در دسامبر ۲۰۰۹، بارسا جام باشگاه‌های جهان ۲۰۰۹را نیز فتح کرد و اولین تیم تاریخ فوتبال شد که شش‌گانه جام‌ها را توانست کسب کند.همچنین بارسلونا با فتح لالیگا با ۹۰ امتیاز و فتح سوپر جام برای ۹امین بار توانست دو رکورد تازه در فوتبال اسپانیا به ثبت برساند.




رفتن لاپورتا و آمدن راسل ( تاکنون–۲۰۱۰)
بعد از کناره‌گیری لاپورتا در ژوئن ۲۰۱۰، ساندرو راسل بعد از مدتی کوتاه به عنوان مدیر جدید باشگاه انتخاب شد. رأی‌گیری برای انتخاب مدیر جدید در ۱۳ ژوئن ۲۰۱۱ بر‌گزار شد و راسل توانست با کسب ۶۱.۳۵٪ (تعداد ۵۶٬۰۸۸ رأی) کل آرای مأخوذه به ریاست باشگاه برسد.او سپس توانست داوید ویا را با ۴۰ میلیون یورو از والنسیا و خاویر ماسکرانو را با ۱۹ میلیون یورو از لیورپولبه همراه دو بازیکن دیگر در نوامبر ۲۰۱۰ به‌خدمت بگیرد. بارسلونا توانست در اولین ال کلاسیکو در فصل ۲۰۱۰-۱۱، رئال مادرید را با حساب ۵-۰ شکست دهد و هم‌چنین در آن فصل توانست برای سومین سال پیاپی با ۹۶ امتیاز فاتح لالیگا شود. در آوریل ۲۰۱۱ بارسلونا که به فینال کوپا دل ری راه یافته‌بود دراین مرحله مقابل رئال مادرید قرار گرفت و بازی را با حساب ۱-۰ در مستایا واگذار کرد.در ماه مه نیز، بارسلونا در فینال لیگ قهرمانان اروپا با شکست دادن منچستر یونایتد با حساب ۳-۱ در ورزشگاه ومبلی لندن که از یک لحاظ تکرار فینال سال ۲۰۰۹ محسوب می‌شد، برای چهارمین بار قهرمان اروپا شد.اما در فصل ۱۲-۲۰۱۱ نتوانست آنچنان انتطارات را برآورده کند و پس از واگذار کردن لالیگا به رءال مادریدسپس در نیمه نهایی لیگ قهرمانان مغلوب تیم چلسی شدو از دور مسابقات کنار رفت. آنها در این فصل تنها کوپا دل ری را با پیروزی ۰-۳ مقابل تیم اتلتیک بیلباءو بدست آوردند




هواداران باشگاه
نام مستعار طرفداران بارسلونا کولز است. گفته می‌شود ۲۵٪ از جمعیت اسپانیا طرفدار بارسلونا هستند و بعد از رئال مادرید که ۳۲٪ از اسپانیایی‌ها هوادار آن هستند، بارسا در جایگاه دوم قرار می‌گیرد. جایگاه سوم نیز به تیم والنسیا با ۵٪ حامی تعلق دارد.در اروپا بارسا اولین تیم محبوب این قاره‌است.تعداد اعضای باشگاه از فصل ۲۰۰۳–۰۴ از ۱۰۰٬۰۰۰ نفر به ۱۷۰٬۰۰۰ نفر تا سپتامبر ۲۰۰۹ افزایش قابل توجهی داشته‌است.علاوه بر عضویت، در ژوئن ۲۰۱۰، به طور رسمی ۱٬۳۳۵ نفر در نقاط مختلف جهان در انجمن هواداران بارسا ثبت نام کرده‌اند. انجمن‌های هواداران وظیفه تبلیغ بارسلونا در محل‌های مختلف را دارند و در مقابل در حین بازدید از بارسلونا خدمات مفیدی دریافت می‌کنند.همچنین بارسا هواداران بسیار برجسته‌ای تاکنون داشته که در این میان می‌توان به پاپ ژان پل دوم که عضو افتخاری باشگاه بود یا خوزه زاپاترو که نخست وزیر فعلی اسپانیا است اشاره کرد.
ال کلاسیکو
رقابت شدید میان دو تیم قوی‌تر در لیگ‌های ملی بسیار معمول است و این در مورد لا لیگا نیز صدق می‌کند، جایی که به بازی میان بارسلونا و رئال مادرید ال کلاسیکو (به اسپانیایی: El Clásico) می‌گویند. از ابتدا این دو تیم به عنوان نماینده دو منطقه و شهر رقیب، کاتالونیا و کاستیل شناخته می‌شوند. این رقابت بازتابی از تنش‌های فرهنگی و سیاسی میان دو منطقه‌است که از جنگ داخلی اسپانیا نشئت می‌گیرد.در مدت دیکتاتوری پریمو ده ریورا و بخصوص فرانسیسکو فرانکو (۱۹۳۹-۱۹۷۵) تمامی فرهنگ‌های محلی مورد سرکوب قرار گرفتند و تمام زبان‌های رایج در اسپانیا جز کاستیلایی ممنوع اعلام شدند.مردم کاتالان به یک نماد برای ابراز آزادی خواهی نیاز داشتند و بارسا تبدیل به فراتر از یک باشگاه (به کاتالان: Més que un club) برای کاتالان‌ها شد. به گفتهٔ مانوئل واسکس مونتالبان، پیوستن به بارسلونا بهترین راه برای کاتالان‌ها بود تا هویت خود را نشان دهند، این راه نسبت به پیوستن به جنبش‌های ضد فرانکو کم هزینه‌تر بود و امکان ابراز مخالفت را به آن‌ها می‌داد.از سوی دیگر رئال مادرید در بسیاری از موارد به عنوان تجسمی از تمرکز ظلم حاکمیت، رژیم فاشیستی و فراتر از آن بود. (سانتیاگو برنابئو که ورزشگاه رئال به نام اوست از افرادیست که علیه ملی گرایی فرانکو جنگید.)

به هر شکل در طول جنگ داخلی اسپانیا، اعضای هر دوتیم نظیر جوزپ سانیول و رافائل سانچز گوئرا متحمل آسیب‌هایی از سوی هواداران فرانکو شدند.

در دهه ۱۹۵۰، زمانی که بحث انتقال آلفردو دی استفانو مطرح شد، اختلاف دو باشگاه تشدید یافت. در نهایت او رئال مادرید را انتخاب کرد و در آن فصل باعث موفقیت آن‌ها نیز شد.
در دهه ۱۹۶۰ هر دو تیم در جام اروپا به مصاف با یکدیگر رفتند که رئال مادرید توسط بارسا حذف شد.همچنین در آخرین رویارویی دو تیم در سال ۲۰۰۲ که توسط رسانه‌های اسپانیا «رقابت قرن» نام گرفت، بیش از ۵۰۰ میلیون نفر شاهد دیدار دو تیم بودند.




دربی بارسلونا
رقیب منطقه‌ای بارسا، اسپانیول است. برخلاف بارسا که هیئت مدیره اولیه آن از ملیت‌های مختلف بودند. این تیم توسط علاقه‌مندان به فوتبال اسپانیا تأسیس شد و سپس از حمایت پادشاه برخوردار گشت. اسپانیول آشکارا به عنوان یک تیم ضد بارسلونایی تأسیس شد و آن‌ها همواره بارسا را به عنوان یک تیم بیگانه می‌دیدند.[۸۳] از آنجایی که مردم کاتالونیا اسپانیول را به عنوان نماینده‌ای از مادرید می‌دیدند، رقابت‌ها جدی‌تر شد.زمین اصلی باشگاه اسپانیول در منطقه اعیان نشین ساریا بود.اسپانیول به طور سنتی بخصوص در زمان حکومت فرانکو، به زعم اکثریت شهروندان بارسلونا به عنوان ترویج کننده مشروعیت حکومت شناخته می‌شد و این در تضاد کامل با روحیه انقلابی بارسلونایی‌ها بود.در ۱۹۱۸ که بحث خودمختاری مطرح شده بود اسپانیول شروع به مخالفت با آن کرد.بعدها اسپانیول در کنار فاشیست‌ها از گروه‌های حامی فالانژ که می‌خواستند به جنگ داخلی بپیوندند حمایت می‌کرد. باوجود این تفاوت‌های فکری، دربی به‌خاطر تفاوت اهداف هر دو باشگاه، بیشتر برای هواداران اسپانیول اهمیت داشته تا بارسلونا. در سال‌های اخیر رقابت میان دو باشگاه کمتر رنگ و بوی سیاسی داشته و باشگاه اسپانیول نیز نام رسمی و سرود باشگاه را از اسپانیایی به کاتالان ترجمه کرده‌است.اگرچه در تاریخ لا لیگا بیشتر دربی‌ها منطقه‌ای هستند، این رقابت نامعمول نیز کاملاً با برتری بارسلونا همراه بوده‌است. اسپانیول در تمام طول ۷۰ سال گذشته تنها سه بار بالاتر از بارسلونا قرار داشته و در مسابقات جام حذفی کاتالونیا تنها در سال ۱۹۵۷ موفق به پیروزی در برابر بارسا شده‌است. همچنین بهترین نتیجه‌ای که اسپانیول تاکنون از شهرآورد بارسلونا به دست آورده ۶–۰ در سال ۱۹۵۱ بوده‌است. اسپانیول در فصل ۲۰۰۹–۲۰۰۸ با کسب پیروزی ۲–۱ در مقابل بارسا تنها تیمی است که توانسته سه بار در یک فصل بارسلونا را در نیوکمپ شکست بدهد.




درآمد و دارایی
در ۲۰۱۰، مجله فوربز با اعلام ثروت باشگاه بارسلونا در حدود ۷۵۲ میلیون یورو، آن‌ها را در جایگاه چهارم پس از منچستر یونایتد، رئال مادرید و آرسنال به عنوان ثروتمندترین باشگاه جهان قرار داد.طبق گفته دلویت، بارسلونا با در آمد ۳۶۶ میلیون یورو در همین سال، جایگاه دوم را پس از رئال مادرید که ۴۰۱ میلیون یورو درآمد دارد به دست آورده‌است.حسابرسی‌های دلویت در ژوئیه ۲۰۱۰ نشان می‌دهد بارسلونا ۴۴۲ میلیون یورو بدهی دارد. این رقم دقیقاً ۵۸ درصد از کل دارایی‌ها بارسلونا است که فوربز آن را اعلام کرده بود. مدیر جدید باشگاه این بدهی‌ها را ناشی از مشکلات ساختاری دانسته‌است.خبرها حکایت از آن دارد که در سال جاری بارسا مبلغ ۷۹ میلیون یوروی دیگر ضرر خواهد داشت، این درحالیست که بارسلونا یکی از مدافعان عنوان قهرمانی لالیگا است.
ساعت : 5:54 pm | نویسنده : admin | مطلب قبلی | مطلب بعدی
بارسا آنلاین | next page | next page