بارسا آنلاین

گویش بختیاری
گویش بختیاری یا لری بختیاری گویش مردم بختیاری است. بختیاری‌ها جزئی از مردم لر به شمار می‌آیند که به آنها لُر بزرگ می‌گویند و در جنوب غربی ایران ساکن هستند. گویش بختیاری از جمله گویش‌های جنوب غربی ایران و یکی از گویش‌های زبان لری به شمار می‌رود. این گویش تفاوت‌های اندکی با سایر گویش‌های زبان لری از جمله لری خرم‌آبادی و لری بویراحمدی دارد.





گویش‌های لُری بختیاری


گویش

بختیاری مانند دیگر گویش‌های ایرانی جنوب غربی لهجه‌های متعددی دارد که به طور کلی از نظر جغرافیایی می‌توان آن را به چهار نوع گویش تقسیم نمود:




اول

منطقهٔ شرقی که قسمتی از دنبالهٔ رودخانهٔ کارون ، شهرهای شمالی و شمال شرقی خوزستان را شامل می‌شود و همسایهٔ کهگیلویه و بویراحمد نیز است. برای مثال تمام بختیاری‌ها به «شما» می‌گویند «ایسا» (isa) اما در این منطقه «ایشا» (ishA) می‌گویند.




دوم

منطقهٔ جنوبی که از میداوود و رود زرد تا رامهرمز و هفتکل است.




سوم

منطقه چهار لنگ که از فریدن و فریدونشهر تا دورود را شامل می‌شود. اگرچه در این منطقه تأثیر پذیری صورت نگرفته‌است، اما در بعضی واژه‌ها از دیرباز این تفاوت وجود داشته‌است. مثلاً به عمو می‌گویند تتا در حالی که در مناطق دیگر به عمو می‌گویند تاته. همچنین در گویش اصلی بختیاری ضمایر ملکی متصل به کلمه سوم شخص مفرد به جای "ش"، "س" تلفظ می‌شود ولی در طوایف چهارلنگ از "ش" استفاده می‌شود.



چهارم

بختیاری میانی که شامل کلیهٔ طوایف هفت لنگ می‌شود. این محدوده از الیگودرز شروع و تا مناطق جنوبی ادامه دارد و قسمتی هم از چهار لنگ کیان ارثی را دربر می‌گیرد. می‌توان گفت این گویش اصلی ترین گویش بختیاری است.
حروف ویژه در گویش لری بختیاری

در لری بختیاری حروفی وجود دارد که در فارسی رایج تلفظ نمی‌شوند. بیشتر آن‌ها بازماندگان زبان پهلوی می‌باشند.

ذال معجم: حرف «د» وقتی که پس از a،A،o،i،e،y بیاید به گونه‌ای دیگر تلفظ می‌شود («A» را «آ» فرض کنید و «a» را «فتحه») تلفظ به این طورت است که قسمت زیرین نوک زبان با دندانهای پیش فک زیرین مماس شده اما با دندانهای پیش فک بالا تماس بسیار نامحسوس است. اما «د» پس از صامت‌ها به همان صورت معمول تلفظ می‌شود.

هاء میان تهی: گونه‌ای «هـ» است که با تلفظی نرمتر از «هـ» تلفظ می‌شود. مانند پهل (pohl) به معنی پُل

واو غنه: کلمهٔ «نو» در فارسی رایج تقریباً با واو غنه تلفظ می‌شود. در گویش لری بختیاری برخی کلمات با این واو تلفظ می‌شوند. مثل nّon (یعنی نان)




درباره گویش بختیاری

راولینسون در سفرنامه خود می‌نویسد:

تاکنون این گویشهای رایج در منطقه زاگرس را بازمانده زبان پارسی میانه می‌دانستند ولی به نظر می‌رسد زبان لری از پارسی باستان مشتق شده‌است که همزمان با زبان پهلوی به صورت جداگانه با آن تکلم می‌شده است

محسن فارسانی در مقدمه دیوان ملا زلفعلی بختیاری این گویش ظریف را از مشتقات نزدیک زبان پهلوی می‌داند و در این خصوص می‌نویسد:

خاک این منطقه به لحاظ کوهستانی بودن از هجوم اقوام بیگانه مصون مانده و گویش آنان کمتر با زبان ترکی و عربی مخلوط شده‌است.




ضمایر

ضمایر شخصی منفصل

مو (mo)... من

تو (to)... تو

هو (Ho)... او/آن

ایما (imA)... ما

ایسا (isA)... شما

هونو/اونو (ono/hono)... آنها





ضمایر جمع


برای جمع در بختیاری از (ل) یا (یل) استفاده می‌شود.

توجه: در باره جمع بستن کلمه‌ها گویش و زبان بختیاری به دو بخش تقسیم می‌گردد یکی بختیاری‌های غربی(ساکن الیگودرز و دورود تا نزدیکی‌های لالی و سردشت و دزفول) برای جمع بستن بیشتر از «ان» که به صورت شکسته «ون» یا «وُ» گفته می‌شود استفاده می‌کنند. اما سایر بختیاری‌ها از«یل» برای نام‌های نر(مذکر) مانند کُریل، و از «گل» برای نام‌های مادینه(مونث) مانند دُرگل و زَِنگل استفاده می‌کنندو گاهی نیز برای برخی از کلمات از همان «ان» به شکل شکسته استفاده می‌نمایند. مانند گامیشو یا گامیشون، قاطرو یا قاطرون، بُزون. نکته مهم دیگر اینکه گاهی نیز از همان«ان» با حذف «ن» برای جمع بستن استفاده می‌کنند. مانند مدادا، قاطراو غیره... :

ایرانیل... ایرانیها

مدادل... مدادها





ضمایر ملکی متصل


اُم (om-) تَوَرُم (tavarom) تبرم (تبر من)

اِت (et-) تَوَر ِت (tavaret) تبرت

اِس (es-) تَوَر ِس (tavares) تبرش

اِمون (emun-) تَوَر ِمون (tavaremun) تبرمان

اِتون (etun-) تَوَر ِتون (tavaretun) تبرتان

اِسون (esun-) تَوَر ِ سون (tavaresun) تبرشان


اسامی مختوم به مصوت هنگام گرفتن ضمیر ملکی متصل تنها m یا t یا s یا mun یا tun و یا sun می‌گیرد.

مثل:

دام (dAm) مادرم

داسون (dasun) مادرشان


ضمایر اشاره


یو (yo)هه (he) این

هو (ho) آن

یونو (yono) اینها

هه نو (heno) اینها

هونو (hono) آنها
زمان افعال





مضارع اخباری


شناسه + بن مضارع + -e

مثلاً خَردَن (xardan) به معنی خوردن بن مضارعش «خور» (xor) است:

می‌خورم: اِخورُم (exorom)

می‌خوری: اِخوری (exori)

می‌خورد: اِخوره (exore)

می‌خوریم: اِخوریم (exorim)

می‌خورید: اِخورین (exorin)

می‌خورند: اِخور ِن (exoren)

مضارع التزامی


دستور ساختش مثل فارسی است

ماضی مطلق


دستور ساختش مثل فارسی است (شناسه + بن ماضی)

ماضی استمراری


شناسه + بن ماضی + -e مثل: اِخَردُم (exardom) می‌خوردم





ماضی نقلی


e- + ماضی مطلق

خورده‌ام: خَردُمِه (xardome)

خورده‌ای: خَردیه (xardiye)

خورده‌است: خَردِه (xarde)

خورده‌ایم: خَردیمِه (xardime)

خورده‌اید: خَردینِه (xardine)

خورده‌اند: خَردِنِه (xardene)


ماضی بعید


مثل فارسی است فقط به جای «بود» از «بید» استفاده می‌شود. مثلاً: خورده بودند = خَردِه بیدِن (xarde biden)





آینده


برای بیان زمان آینده معمولاً همان مضارع اخباری به کار می‌رود


نفی مضارع اخباری


نمی‌خورم: نیخورُم (nixorom)

نمی‌گویم: نیگُم (nigom)






آبشار کردوی کن

آبشار کردوی کن یا تنگ زندان از آبشارهای استان چهارمحال و بختیاری در شهرستان لردگان و در منطقه حفاظت شده سبزکوه قرار دارد. این آبشار یکی از پرآبترین و بلندترین آبشارهای ایران است. کردوی کن به زبان محلی (مه دود مانند) است. این آبشار در 55 کیلومتری شمال لردگان مابین روستاهای معدن و کلارمویی در موقعیتی صعب العبور قرار دارد. منشا آب آن چشمه ای در 50 متری پرتگاه آنست.

اسم این آبشار در زبان محلی کرودید می باشد. «کر» به معنای مه و تار و «دید» به معنای دود است.



صدا و سیمای مرکز چهارمحال و بختیاری

صدا و سیمای مرکز چهارمحال و بختیاری یکی از مراکز صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران است که در شهرکرد فعالیت می‌کند.




قلعه دزک

قلعه دزک، قلعه‌ای است در روستایی به نام دزک که در استان چهارمحال و بختیاری و در فاصله ۳۲ کیلومتری شهرکرد، (مرکز استان چهارمحال و بختیاری) واقع است. این قلعه که ماه ها و سال ها به دست هنرمندانی از دیار اصفهان معماری و تزیین شده است، افراد مهمی را که در امورات مملکتی نفوذ و قدرت زیادی داشتند در خود جای داده است از جمله وحید دستگردی و علی اکبر دهخدا که پس از استبداد صغیر جهت کناره گیری از سیاست به این قلعه پناه برد و در قلعه دزک ساکن گردید.

این قلعه به دستور امیر مفخم بختیاری پسر امامقلی خان حاجی ایلخانی بنا شد.

قلعه ی دزک در دوران حیات امیر مفخم به پسر بزرگ او، فتعلی خان سردار معظم واگذار شد.

از جمله افراد معروفی که در این قلعه بدنیا آمدند. تیمسار تیمور بختیار است.

در این قلعه، کتابخانه‌ای از کتب امیر مفخم بختیاری وجود داشته‌است. علی اکبر دهخدا در هنگام جنگ جهانی که به چهارمحال و بختیاری گریخته بود، از این کتابخانه استفاده کرد و تألیف امثال و حکم و لغتنامه خود را با استفاده از منابع موجود در قلعه دزک، آغاز نمود.


این قلعه در حال حاضر در اختیار سازمان میراث فرهنگی و گردشگری می‌باشد، که یکی از نقاط گردشگردی استان چهارمحال و بختیاری، محسوب می‌گردد.

در این قلعه، تعدادی از فیلم‌های تاریخی ساخته شده است و هر ساله گروه‌های زیادی از این روستای تاریخی و قلعه آن دیدن می‌نمایند.




روستای تاریخی، سیاسی و فرهنگی دزک

اما توضیحات اجمالی در خصوص روستای تاریخی، سیاسی و فرهنگی دزک : دزک از روستاهای بخش کیار، دهستان کیار شرقی، شهرستان شهرکرد از زمره محال چهار گانه(لار، کیار، می‌زدج و گندمان) ، که در فاصله ۳۵ کیلومتری جنوب شرقی شهرکرد ، مرکز استان واقع گردیده‌است.

جمعیت آن، بر اساس سرشماری سال (۱۳۷۵)، ۳۵۸۱ نفر اعلام شده‌است. گویش مردم آن فارسی روستایی و مذهب تمامی ایشان شیعه می‌باشد.

از اواسط دوره قاجاریه به این سو، روستای دزک از نواحی حاکم نشین این منطقه به شمار می‌آید و همپای دیگر نقاط همجوارش، یعنی سورک و موسی آباد ، به عنوان یک منطقه دارای اهمیت تلقی می‌شود.

از لحاظ تاریخی نیز همجواری با روستای دستگرد امامزاده و نیز آثار و شواهد تاریخی، نظیر تپه‌های مربوط به ادوار مختلف استقرار بشر و گورستان های قدیمی با شیرهای سنگی ، متعلق به عصر صفویه، نشانه‌های دیگری از اهمیت آن، در روزگار پیشین است.

در خصوص وجه تسمیه این روستا باید گفت، دزک از نظر صورت ظاهری از ترکیب «دز (دژ)» و «ک» حرف تصغیر تشکیل گردیده‌است و در کل به معنای بنای تدافعی نظامی کوچک می‌باشد. همچنین کلمات «دزیان»، «دزیزان»، «دزدک» و... از همان کلمه دز ریشه گرفته و نشانگر سیر تطور آن در دوره‌های مختلف است.

بر اساس روایتهای محلی در زمان های دور، در ارتفاعات سر به فلک کشیده مجاور روستا، دژی وجود داشته که اطراف آن خندق عمیقی بوده‌است و همین امر سبب شده تا بعدها پس از احداث دهکده فعلی، کم کم نام «دزک» به این روستا که بنای کلی و نیز کاخ حکومتی اش، از آن الهام گرفته شده، اطلاق گردد.


این بنا توسط لطفعلی خان امیر مفخم بختیاری، از خوانین معروف هفت لنگ بختیاری ساخته شده و ترمیم و بازساخت و تزئین دایمی آن از سوی دیگر ساکنینش در واقع بیانگر روزگار قدرت نمایی این گروه و پرهیز از حاکمیت خوانین چهارلنگ بختیاری و چالشتری، از اواسط سلسله قاجاریه به این سو، از صحنه سیاسی تاریخی منطقه می‌باشد.

بنای فعلی در حقیقت بخش محوری و اصلی مجموعه‌ای نظامی مسکونی است که توسط خوانین بنام بختیاری در این روستا ساخته شده و متاسفانه گذشت زمان و عوامل تخریبی مختلف سبب شده تا سایر بخش های این مجموعه عظیم، از بین برود...

این بنا در طول حیات خود حوادث فروانی را شاهد بوده که مهمترین آنها، ایفای نقش در جریان اعاده مشروطیت است.

در آن هنگام این بنا به صورت مرکزی برای ایجاد تشکل در میان قیام گران بختیاری و اتحاد با انقلابیون عمل کرده‌است.

همچنین علامه فقید علی اکبر دهخدا در ایام مهاجرت خود به اتفاق تعدادی انقلابیون ضد انگلیسی در جریانات جنگ جهانی اول مدتی را در این قلعه به سر برده و با بهره گیری از منابع ارزشمند کتابخانه‌ای موجود در آن، که نشانگر توجه و علاقمندی ساکنانش به علم وادب بوده و پایه‌های اصلی انتشار «لغت نامه» مشهور خود را بنا نهاده‌است.




ویژگیهای معماری

از نظر ویژگیهای معماری، کاخ قلعه، که الهام گرفته از قصرهای اروپایی قرن‌های گذشته، با آرایش ایرانی می‌باشد، که با تزئینات الحاقی دیگر آن، نشانگر نفوذ فرهنگی و توجه به غرب در آن هنگام بوده‌است.

این بنا با توجه به آب و هوای منطقه در دو طبقه با ایوان های شمالی و جنوبی، مشرف به بیشه‌های منتهی به کوهستان و رو به قبله ساخته شده‌است! تا اتاق های همکف حداکثر بهره گیری از نور و گرما در زمستان و اتاق های طبقه اول، بیشترین هوای خنک را در تابستان داشته باشد.

پی‌ها و دیوارهای اصلی بنا به منظور حداقل رساندن تبادل حرارتی، به شکل قابل توجهی قطور ساخته شده و با پوششی از آجر در نمای بیرونی و اندود کاهگل، در نمای خارجی با لایه‌ای از گچ، سفید کاری و محافظت گردیده است.

این بنا دارای چهار برج مخروطی شکل است بدون کاربری نظامی که دو برج قسمت جنوبی سالم و دو برج قسمت شمالی نیمه مخروبه و بیشتر برای القاء شکوه و ابهت ساخته شده و به عنوان انبار و زندان استفاده شده اند...

طبقه همکف و اول بنا، دو ایوان در قسمت شمالی و جنوبی دارد که نور لازم را برای اتاقهای مجاور، زیر برجی و سفره خانه، آیینه خانه و اتاقهای جنبی دیگر فراهم می‌کند.

همچنین، قرینه بنای فعلی، در جنوب حیاط داخلی قسمت شاه نشین و نیز در جنب آن ابنیه‌های الحاقی دیگری وجود داشته، که متاسفانه بواسطه عوامل تخریبی مختلف، به جز صفه و بخاری های تزئینی آن، اثر دیگری بر جا نمانده‌است!

در حال حاضر این کاخ-قلعه ۲۰/۵۰۷۶ متر مربع وسعت دارد و با توجه به اهمیت لزوم حفظ هویت فرهنگی آن، به شماره ۱۷۳۱/۳ در سال ۱۳۶۸ هجری شمسی، در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌است.




تزئینات و معماری

در این بنا انواع هنرهای تزئینی معماری قابل ملاحظه می‌باشد، که عموما در طبقه اول بنا به کار برده شده‌است. در پوشش آجر خارجی سعی شده تا از هنر «آجر چینی» و تلفیق آن با کاشی کاری های لعابی هندسی، نقش های زیبای بیشتری حاصل آید.


جالب ترین و زیباترین قسمت ها در این بنا، تالار سفره خانه و اتاق آیینه هستند.

تالار سفره خانه، در گذشته بوسیله فرشی ۵۰ متری، مفروش می‌شده که متاسفانه در دهه‌های اخیر مفقود گردیده‌است.

حاشیه بالایی دیوارهای این تالار و اطراف درهای اصلی و ورودی، با گچ بری های قالبی با نقش هایی اسطوره‌ای از فرشته، شیر و شکار و فرهاد کوهکن با الهام از داستانهای هفت پیکر نظامی گنجوی آراسته شده‌است.

همچنین تصاویری از خوانین و بزرگان بختیاری، در اندازه‌های مختلف برای تکمیل تزئینات این قسمت به کار رفته‌است. در ایوان های ورودی و شمالی طبقه اول، ستون‌های گچبری شده‌ای دیده می‌شود، که با نقوش حصیری شکل، بر روی تیرهای چوبی آفریده شده‌اند.

اطاق آیینه که در حقیقت یکی از هشت اطاق بازمانده اصیل از این نوع در منطقه می‌باشد، در خور توجه‌است. این اتاق که دیوارها و سقف آن با آیینه تزئین شده، با تکنیک نقاشی پشت شیشه، شکوه بیشتری یافته‌است. نقاشی‌ها عموما تصاویری از سوارکاری، قصرها و ابنیه سلطنتی با طرح‌های اروپایی، گل و مرغ نمای و نمای خارجی خود بنا هستند.

در دیوارهای شرق و غرب آن چهار عدد قاب آیینه طراحی شده، که مربوط به الحاقات سابق الذکر، در دهه‌های ۱۳۳۰ هجری شمسی به بعد، می‌باشد و بوسیله روشنایی برق در پشت آن، به عنوان شب چراغ مورد بهره برداری قرار می‌گرفته‌است.

از دیگر تزئینات بکار رفته در بنای فوق الذکر، درهای چوبی آن می‌باشد، که به انواع ساده در طبقه همکف و معرق با مفتول نشانده، به صورت قاب و تنگه با ابزار زنی پیرامون قاب ها، در طبقه اول تقسیم می‌گردد.


از نظر کار هنری بر روی سنگ، این بنا برخلاف بسیاری قلاع خان نشین منطقه دارای تنوع نبوده و تنها به نصب ساده ستون های سنگی با کار مختصر بر روی آنها و در نشیمن گاهها و ورودی و ازاره‌های طبقه همکف بخش جنوبی و نیز قسمت صفه شمالی، به نقش های هندسی و یا گل های ساده چند پر، اکتفا شده‌است.

در میانه حیاط شمالی پر درخت ، حوض سنگی بزرگی، با طرح ایرانی چند ضلعی قرار دارد که آب آن قبلا از چشمه‌های موجود در ارتفاعات جنوبی مشرف به روستا بوسیله تنبوشه به حوض نسبتا کوچک در جلوی حیاط شمالی آورده شده وسپس بر اساس اختلاف سطح و نیروی ثقلی به تدریج به آب نمای حوض اصلی، در داخل حیاط که در چهار سوی خود صورتک های انسانی را داراست واز دهانشان آب، با فشار به بیرون ریخته می‌شود منتقل می‌شده‌است.

در میانه دیواره شمالی حیاط، مشرف به حوض بزرگ، کاشی های کوچک رنگی، برای ایجاد تنوع به چشم می‌خورد که در کنار هم نقوش هندسی لوزی، مربع و بیضی را به وجود آورده‌اند و در این میان کاشی آبی رنگی قرار داده شده که بر روی آن نوشته شده (سنه ۱۳۲۵ هجری قمری مبارک باد)

که گویا مربوط به اتمام طرح های تزییناتی داخلی بنا بوده و احتمالا به وقایع سیاسی اجتماعی از جمله مسئله اعاده مشروطیت، بی ارتباط نمی‌باشد.

در حال حاضر این بنا همه روزه از ساعت ۸ صبح تا ۶ بعد از ظهر، پذیرای بازدیدکنندگان و علاقه مندان آثار فرهنگی و تاریخی می‌باشد...

رجال علمی و سیاسی که در این قلعه حضور داشته‌اند :

۱. مرحوم علامه میرزا علی اکبر دهخدا ۱۲۵۸-(۱۳۳۴)

۲. دکتر محمد مصدق

۳. ملک الشعرای بهار

۴. فرخی یزدی

۵. وحید دستگردی

۶. ابوالقاسم نجفی برادر آقای نجفی معروف اصفهانی




کارون

رود کارون پرآب‌ترین و بزرگ‌ترین رودخانه ایران است. این رود در سنگ نوشته‌های باستانی کرن، کرنک و کوهرنگ نیز نامیده میشد و اولین تمدن‌های بشری درکنار این رود تشکیل گردیده است. برخی نیز رودخانه کارون را همان رودخانه باستانی کوپرتس می باشد. این رود با درازای ۹۵۰ کیلومتر طولانی‌ترین رودی‌ست که تنها در داخل ایران قرار دارد و همچنین تنها رود ایران است که بخشی از آن قابل کشتیرانی است. آب آشامیدنی کلان‌شهر اهواز از رودخانه کارون تامین می‌شود. در حاشیه این رود تمدن‌های بزرگی از ایران شکل گرفته‌است. رودخانه کارون به غیر از تامین آب آشامیدنی و کشاورزی و تولید برق مصرفی دارای مواهب دیگری نیز می باشد از جمله بستر مناسبی برای جذب سرمایه گذاری و ایجاد مکان های تفریحی پررونق و نیز حمل و نقل کالاست به علت آنکه از طریق آن می توان کالاهای تجاری و صادراتی کشور را با استفاده از حمل و نقل آبی، از اهواز و حتی شوشتر تا بنادر بین المللی خوزستان مانند خرمشهر و آبادان منتقل کرد.




سرچشمه و شاخه‌ها

سرچشمه شاخه‌های اصلی کارون (ارمند، کوهرنگ و بازفت)، زردکوه بختیاری در استان چهار محال و بختیاری است؛ ولی شاخه‌های فرعی آن از کوه‌های گوناگون سرچشمه می‌گیرند مانند خرسان از دنا در استان کهگیلویه و بویراحمد و دز از بلندی‌های لرستان. این رود، پس از گذر از مناطق کوهستانی و پر پیچ و خم، در منطقه‌ای به نام گتوند وارد دشت خوزستان می‌شود. رود کارون در شمال شوشتر به دو شاخه تقسیم می‌شود که در جنوب شوشتر با یکدیگر پیوند می‌یابند. مهم‌ترین شاخهٔ فرعی کارون، رود دز است که در شمال اهواز به کارون می‌پیوندد. رود کارون در مرز ایران و عراق، به اروندرود پیوسته و روانه خلیج فارس می‌شود. پیچ و خم‌های موجود در سر راه این رود، خوزستان را به جلگه‌ای بی‌نظیر تبدیل کرده‌است.

روزانه ۲۰ هزار متر مکعب آب از رودخانه کرخه توسط آبراهی به نام کانال شهید چمران به رودخانه کارون منتقل می‌شود.

زمانی کارون عریض‌ترین و پرآب ترین رودخانه ایران بود. اما امروز بیشتر از آنکه شبیه یک رود پرخروش باشد، به نهر کم آب و کوچکی می‌ماند که برای دفع آبهای سطحی ساخته شده است.





سدها
سدهای مختلفی بر روی این رودخانه ساخته شده‌اند که مهم‌ترین آنها، سدهای کارون ۱، کارون ۳، کارون ۴، مسجد سلیمان و در پایین‌تر، سدهای گتوند علیا و سد تنظیمی گتوند می‌باشند.




وضعیت رود کارون
آبرسانی

آبرسانی شهرهای شمال شرق خوزستان ار سد کارون 3 در دست مطالعه توسط سازمان آب و برق خوزستان می باشد. هدف از این طرح تامین آب سالم و بهداشتی شهرهای ایذه و رامهرمز می باشد.




محیط زیست کارون

آلودگی رود کارون از مشکلات مهم این رودخانه است. سازمان آب و برق خوزستان بر این باور است که شرکت توسعه نیشکر و صنایع جانبی با ورود آلاینده‌ها و زهاب‌های خود یکی از آلوده کنندگان اصلی رودخانه کارون هستند. شرکت توسعه نیشکر به عنوان یکی از آلاینده‌های رودخانه کارون در ستاد جرایم دادگستری خوزستان (که آلودگی این رودخانه را به صورت ویژه از سال ۸۸ دنبال می‌کند) نیز نام برده شده‌است.

پسماندهای کشاورزی مهمترین منبع آلودگی رودخانه کارون است که ۴۸ درصد پسماندهای ورودی به کارون را شامل می شوند. پس از پسماندهای کشاورزی، نیز فاضلاب شهری با ۲۶ درصد در رتبه دوم آلایندگان رودخانه کارون قرار دارد.

همچنین احداث مزارع پرورش غیر مجاز ماهی در سرشاخه های رودخانه بزرگ کارون از جمله رودخانه ارمند، رودخانه بهشت آباد، کاج، کارون میانی و... در استان چهارمحال و بختیاری، محیط زیست این رودخانه را تحت تاثیر قرار داده و عملا حیات اکوسیستم آبی و تنوع زیستی این رودخانه را با خطر روبرو کرده است.





ضرورت لای‌روبی

پس از جنگ ایران و عراق، و با ته‌نشینی رسوبات و شناورهای صیادی، این رودخانه برای کشتیرانی غیرقابل استفاده شده‌است. انجام طرح‌های لایروبی رودخانه، از جمله راهکارهای پیشنهادی برای رفع این مشکل است.

۲۳ میلیون مترمکعب از رودخانه کارون باید لایروبی شود که حدود ۱۰ میلیون مترمکعب از این میزان، مربوط به لایروبی در محدوده شهر اهواز است.




خطر خشک شدن کارون

کاهش شدید آب رودخانه کارون باعث شده سواحل و تفریحگاه آن به محلی برای تجمع حشرات و حیوانات موذی تبدیل شود. در پاییز سال ۱۳۹۲ این رودخانه دچار کم‌آبی شدید شد بطوریکه در اهواز ارتفاع آب به یک متر رسید.




گاگریو
گاگریو در بختیاری به نام‌های دیگری مانندِ "گوگِریو" و "سُروُو" که مخففِ سرودهٔ عزا است گفته می‌شود.




معانی

گاگریو از دو بخشِ گا بمعنی گاه (زمان یا وقت) و گریو به معنی گریه ساخته شده و سرهم به معنای زمان گریه است.
اگر گا را بمعنی گوی و گفتن و گِریو را بمعنیِ گریستن بدانیم، سرهم بمعنی گفتن و گریستن است. یعنی مراسمی که در آن می‌گویند و می‌گریند.




محتوا

گاگِریوها شعر هستند و در دستهٔ اشعار بختیاری جای می‌گیرند. این اشعار عمدتا در مراسمِ عزاداری بختیاری‌ها و بیشتر توسطِ زنان خوانده می‌شود اما امروزه با گسترش و دگرگونی وضعیتِ اجتماعی و ساخت مساجد و امکاناتِ صوتی، مردان نیز گاهی به خواندنِ گاگریو روی می‌آورند.

گاگریوها معمولاً با توجه به خصوصیاتِ فردِ در گذشته و توسط زنان بشکلِ فی البداهه خوانده می‌شوند و معمولاً با تغییرِ نام و کلمات، شعر را بگونه‌ای متناسب با وضعیتِ درگذشته می‌خوانند. مضمونِ این ابیات شرحِ خوبی، مِهر، میهمان نوازی، سوارکاری، تیر اندازی، شجاعت و رشادتِ شخصِ درگذشته است. همچنین زنانِ در گذشته نیز به صفاتِ پاکدامنی، مهمان نواری، تلاش در خانه و مضامینی از این دست ستوده می‌شوند.




وزن گاگریوها

در گاگریوها وزن و قافیه معمولاً رعایت می‌شود. هرچند که گاهی یک مصرع نسبت به مصرعِ پیشینِ خود، یک یا چند هجا بیشتر یا کمتر دارد. اما معمولاً وزن و قافیه در این اشعار بخوبی رعایت می‌شود. بطور خلاصه می‌توان گفت که بیشترِ زنانِ بختیاری طبعِ شعر داشته و اشعاری را به شخصِ درگذشته نسبت داده و با همخوانی و بشکلِ گروهی، با سوز و گدازی خاص می‌خوانند.




رسومات

محورِ همهٔ اشعارِ گاگریو، غم و عزاست. در آغازِ خواندنِ گاگریو، رسم بر اینست که یکی از زنانِ سرشناس و "بی بی"‌های ایل شروع به خواندنِ بیتی از گاگریوه می‌کند و همهٔ زنان نیز با وی همنوا می‌شوند و آن بیت، بیتِ ترجیعی می‌ماند که زنان پس از خواندنِ هر چند بیتی آن بیت را دوباره تکرار می‌کنند. معمولاً پس از خواندنِ چهل بیت یا کمتر، زنِ دیگری خواندنِ اشعار و تکرارِ آنها را بعهده می‌گیرد و زنانِ دیگر نیز با وی همنوا شده و این کار در مجالسِ ترحیم ممکنست ساعتها به درازا بیانجامد.





انواع گاگریو

گاگریوها با توجه به محتوای آنها به چند دسته تقسیم می‌شوند:

گاگریوهایی که در وصفِ اندام و جسمِ فرد در گذشته است.

مانند:

ای جَوون کُر جاهلی لَو قاغذِ نو

َار دَدوت سیت بمیره مَیَر که چِ بوو

گاگریوهایی در وصفِ ایمان و نیکی‌های اخلاقیِ فردِ درگذشته.

اَوِ روو به جُم جُمه نیده گُدارُم

دَسومِه به کَس نیدُم غیرِ بِرارُم

به غَریوی نیرِوُم ترسُم بمیرُم

مرده شور نامحُرمِه گورُم زِ مَردُم

اُچو که آقام اِره به چادر پوش

چی بلبل حرف اِزَنِه خانا گِرن گوش

گاگریوهایی در شِکوه از روزگار و فلک و چرخِ گردون.

ای خدا کارِ تُنِه کارِت مَوو راسد

کِردی وُرم کاری که دشمنون خاسد

نرمه نرمه بزنین کَلند به مزارا

تا بِنیَرُم چه کنه خدا زِ بالا

گاگریوهایی که حالتِ سیاسی داشته‌اند و درباره کسانی سروده می‌شوند که بحکمِ حکام کشته می‌شوند.
گاگریوهایی که صرفا حالتِ غم انگیز و تاثر بر مرگِ عزیزان دارد.
8:41 pm
‌ برگزاری تور صلح
اهداف بر گزاری این تور از زبان معاون اقتصادی باشگاه، "خاویر فاوس" اینگونه بیان میشود: "دو دلیل برای این کار وجود دارد. اولین هدف انجام کار کوچکی برای صلح است تا نشان دهیم چگونه ورزش و کودکان می‌توانند برای ساختن پلی بین دو جامعه مفید واقع شوند. این سفر همچنین به ترویج نام باشگاه در دنیای عرب که در حال تبدیل شدن به بازار تجاری مهمی برای ماست و در جامعه یهودیان کمک می‌کند." همچنین در این تور عوامل و بازیکنان باشگاه بارسلونا با حضور در کنار دیوار ندبه به خواندن دعا پرداختند و با مسئولین اسرائیلی دیدارهایی دوستانه داشتند.






رکوردها
ژاوی در حاضر با مجموعاً ۵۵۵ بازی برای بارسلونا و ۳۶۹ بازی در لالیگا رکوردار همراهی باتیم است.برترین گلزن بارسا تاکنون در تمام رقابت‌ها حتی دوستانه، لیونل مسی با 371 گل بوده‌است.سزار رودریگز با ۱۹۵ گل زده در بین سال‌های ۱۹۴۲ تا ۱۹۵۵ بهترین گل زن بارسا در لا لیگا می‌باشد. در ۲ فوریه ۲۰۰۹ بارسا به مجموع ۵۰۰۰ گل زده در لا لیگا رسید. گل ۵۰۰۰ام بارسا را مسی در بازی مقابل ریسینگ سانتاندر که بانتیجه ۲–۱ به نفع بارسلونا تمام شد، به ثمر رساند.در ۱۸ دسامبر ۲۰۰۹ بارسا با شکست ۲–۱ استیودیانتس ششمین عنوان قهرمانی خود را در یک سال به دست آورد و تنها تیمیست که شش‌گانه جام‌ها را در تاریخ فوتبال فتح کرده‌است.همچنین بارسلونا با فتح ۲۵ کوپا دل ری و ۹ سوپرجام اسپانیا از این حیث نیز رکورد دار است.در ۳ مارس ۱۹۸۶ در بازی یک چهارم نهایی جام اروپا، بارسا به میزبانی یوونتوس رفت که در آن بازی ۱۲۰٬۰۰۰ نفر به تماشای بازی پرداختند و رکورد بیشترین حضور حامیان بارسا رقم خورد. با توجه به نوسازی ورزشگاه در ۱۹۹۰ و قانون منع امکان تماشای بازی به صورت ایستاده احتمالاً این رکورد هرگز نمی‌شکند، زیرا ظرفیت ورزشگاه ۹۹٬۳۵۴ نفر است.




آرم‌ها و لباس‌ها
آرم اصلی باشگاه به شکل تاجی دربالای تصویر به یادگار تاج و تخت آراگون و خفاشی نماد شاه جیمز بود که به دو شاخه یکی از درخت برگ بو و دیگری نخل احاطه شده‌است.در سال ۱۹۱۰ بارسلونا بین اعضای خود یک مسابقه طراحی برای طراحی نماد باشگاه بر‌گزار کرد که کارلس کومامالا از بازیکنان باشگاه برنده آن شد. پیشنهاد کومامالا با تغییراتی جزئی همچنان به عنوان نماد باشگاه باقی‌مانده‌است. طرح اولیه شامل تاج و صلیب سنت جورج در قسمت بالا گوشهٔ چپ با پرچم کاتالان در کنار آن و رنگ تیم در پایین بود.رنگ‌های آبی و قرمز در پیراهن برای اولین بار در دیدار مقابل هیسپانیا در سال ۱۹۰۰ استفاده شد.چندین نظریه در رابطه با طراحی لباس آبی و قرمز بارسلونا وجود دارد. پسر یکی از اولین مدیران باشگاه، آرتور ویتی مدعیست که ایده این طرح لباس به پدرش تعلق دارد و او لباس را بر اساس لباس تیم مدرسه بازرگانی تیلور پیشنهاد کرده‌است. نظریه دیگر برطبق گفته تونی استالبر نویسنده‌است که رنگ‌ها را متعلق به جمهوری اول ماکسیمیلیان روبسپیر می‌داند. گذشته از دو نظریه قبلی، رایج‌ترین نظریه در کاتالونیا این است که خوان گمپر رنگ لباس بارسا را از تیم سابقش، بازل انتخاب کرده‌است.بارسلونا از زمان تأسیس هرگز تبلیغ هیچ شرکتی را بر روی پیراهن خود نداشته‌است. در ۱۴ ژوئیه ۲۰۰۶ باشگاه خبر عقد قراردادی ۵ ساله را با یونیسف اعلام کرد، طبق این قرارداد لوگوی یونیسف در این مدت بر روی پیراهن تیم قرار می‌گرفت و هرسال مبلغ ۱٫۵ میلیون یورو کمک مالی از طرف بنیاد باشگاه فوتبال بارسلونا به یونیسف پرداخت می‌شد.بنیاد باشگاه فوتبال بارسلونا در سال ۱۹۹۴ بر پایهٔ تصمیم رئیس کمیتهٔ سیاست‌گذاری‌های اقتصادی باشگاه به عنوان نهادی برای جمع آوری کمک و جلب پشتیبان‌های مالی برای سازمان‌های غیر ورزشی راه‌اندازی شد. از سال ۲۰۰۴ شرکت‌ها می‌توانند با پرداخت ۴۰ الی ۶۰ هزار پوند در سال یکی از ۲۵ عضو افتخاری بنیاد شوند. همچنین جمع دیگری متشکل از ۴۸ عضو وجود دارد که سالانه ۱۴٬۰۰۰ پوند پرداخت می‌کنند. علاوه بر این عده‌ای دیگر از حامیان با پرداخت سالانه ۴٬۰۰۰ پوند وجود دارند. باید توجه داشت که مدرکی از دخالت جدی اعضای افتخاری در سیاست‌های باشگاه در دست نیست، هرچند بر طبق گفته آنتونی کینگ «بعید است که اعضای افتخاری بنیاد در تصمیم گیری‌های باشگاه دخالتی نداشته باشند.»بارسلونا با عقد قراردادی به مبلغ ۱۵۰ میلیون یورو با بنیاد قطر به مدت پنج سال بالاخره به عدم پذیرش اسپانسر لباس خود پایان داد. این قرارداد از فصل ۱۲-۲۰۱۱ آغاز می‌شود.




ورزشگاه
اولین زمین بارسلونا، ورزشگاه اینداستریا با ظرفیت ۱۰٬۰۰۰ نفر بود. مسئولین باشگاه در آن زمان امکانات این ورزشگاه را برای یک باشگاه در حال رشد کافی نمی‌دانستند. در ۱۹۹۲ جمعیت هواداران به ۲۰٬۰۰۰ نفر رسید و با کمک مالی آن‌ها، باشگاه توانست ورزشگاه بزرگتری به نام لس کورتس بسازد که ظرفیت اولیه آن ۲۰٬۰۰۰ نفر بود. بعد از جنگ داخلی اسپانیا، باشگاه شروع به جذب تماشاچی و اعضای بیشتر برای حضور در مسابقات کرد. افزوده شدن به تعداد طرفداران، اسباب گسترش ورزشگاه را فراهم کرد، گسترش ورزشگاه در چندین پروژه شامل: گسترش جایگاه تماشاچیان در ۱۹۴۴، گسترش بخش جنوبی ورزشگاه در ۱۹۴۶ و گسترش بخش شمالی در ۱۹۵۰ صورت گرفت، در نهایت ظرفیت ورزشگاه پس از پایان توسعه آن به ۶۰٬۰۰۰ نفر رسید.پس از تکمیل ورزشگاه لس کورتس دیگر امکان گسترش دادن آن وجود نداشت. با کسب قهرمانی در سال‌های ۱۹۴۸ و ۱۹۴۹ در مسابقات لالیگا و پیوستن کوبالا در ژوئن ۱۹۵۰ به بارسا، که بعدها مجموعاً ۱۹۶ گل در ۲۵۶ بازی به ثمر رساند، هواداران و تماشاچیان تیم بیشتر شدند.از این رو باشگاه مجدداً برای تهیه یک ورزشگاه جدید دست به کار شد.در ۲۸ مارس ۱۹۵۴ ساخت ورزشگاه در مقابل ۶۰٬۰۰۰ هزار تن از طرفداران باشگاه آغاز شد. اولین سنگ ورزشگاه نیوکمپ زیر نظر فرماندار فلیپه آکدو کلوگنا و با دعای خیر اسقف اعظم بارسلونا گرگوریو مودریگو در جای خود قرار گرفت. در ۲۴ سپتامبر ۱۹۵۷ پس از سه سال ساخت ورزشگاه به پایان رسید و ۲۸۸ میلیون پستا هزینه ساخت آن شد.در سال ۱۹۸۰ جهت بازسازی ورزشگاه مطابق استانداردهای یوفا، باشگاه برای تأمین هزینه‌های بازسازی در قبال نوشتن نام هواداران برروی آجرهای مورد استفاده، هزینه‌ای از آن‌ها دریافت می‌کرد. این طرح مورد استقبال طرفداران و حتی مردم قرار گرفت اگرچه بعدها زمانیکه یکی از رسانه‌های مادرید گزارشی از آجری با نام هک شده سانتیاگو برنابئو یسته، یکی از مدیران با سابقه و حامیان فرانکو تهیه کرد، جنجال بسیاری ایجاد شد. ظرفیت ورزشگاه در حال حاضر ۹۹.۳۵۴ نفر است که بزرگترین ورزشگاه اروپا نیز می‌باشد.

این ورزشگاه هم‌چنین در بازی‌های المپیک تابستانی ۱۹۹۲، میزبان برخی از مسابقات نیز بوده‌است.

ورزشگاه شامل بخش‌های دیگری نیز هست:

سیوتات اسپورتیوا خوان گمپر (زمین تمرین تیم فوتبال بارسلونا)
لاماسیا (آکادمی جوانان باشگاه)
مینی استادی (ورزشگاه خانگی تیم دوم)
پالائو بلوگرانا (سالن اختصاصی باشگاه)
پالائو بلوگرانا ۲ (سالن اختصاصی دوم باشگاه)
پالائو دی گل (پیست یخ باشگاه)




مدل عضویت-مالکیت
باشگاه فوتبال بارسلونا در تاریخ ۳۰ ژوئیه ۲۰۰۸ دارای ۱۶۲۹۷۹ عضو است که ۱۷ درصد از آنان را غیر اسپانیایی‌ها تشکیل می‌دهند. این اعضا هزینه عضویت سالانه‌ای را پرداخت میکنند که به آنها اجازه شرکت در انتخابات مربوط به هیئت مدیره را می‌دهد که ریاست این هیات مسئولیت اداره باشگاه را در اختیار دارد.مدل عضویت-مالکیت باشگاه فوتبال بارسلونا مورد توجه اعضای باشگاه‌های فوتبال در انگلستان است که از صنعتی شدن فوتبال نگران بوده و خودشان را تحت بنگاه‌هایی سازمان داده‌اند تا مسئولان باشگاه را مسئول پذیرتر و دخالتشان در ساختار باشگاه را دموکراتیک‌تر کنند.




تیم‌های بارسلونا در رشته‌های ورزشی دیگر
باشگاه فوتبال بارسلونا علاوه بر فوتبال شامل ۱۴ رشته ورزشی دیگر است که چهار رشته آن شامل بسکتبال، فوتبال داخل سالن، هندبال و اسکیت هاکی جزو تیم‌های حرفه‌ای به حساب می‌آیند و رشته‌های دیگری همچون راگبی٬ راگبی لیگ و هاکی روی یخ جزو تیم‌های غیرحرفه‌ای محسوب می‌شوند.




تیم‌های حرفه‌ای باشگاه
تیم بسکتبال باشگاه در ۲۴ اوت ۱۹۲۶ تأسیس شده‌است.این تیم توانسته‌است در اسپانیا ۱۶ بار لیگ و ۲۲ بار جام حذفی را فتح کند و هم‌چنین در اروپا توانسته‌است ۲ بار فاتح یورولیگ شود.آخرین قهرمانی این تیم در لیگ اسپانیا موسوم به لیگا ای‌سی‌بی به قهرمانی در فصل ۱۱-۲۰۱۰ برمی‌گردد.باشگاه هندبال بارسلونا نیز در ۲۹ نوامبر ۱۹۴۲ تأسیس شده‌است.تاکنون در لیگا آسوبال به ۱۸ قهرمانی دست یافته‌است و هم‌چنین ۸ بار فاتح جام قهرمانان اروپا شده‌است.این تیم آخرین بار در فصل ۱۱-۲۰۱۰ به مقام قهرمانی لیگا آسوبال دست یافت.تیم فوتسال باشگاه هم به‌طور رسمی در سپتامبر ۱۹۷۸ تأسیس شده‌است. اگرچه از دو سال قبل از آن به‌طور غیررسمی بازیکنان این تیم، پیراهن راه‌راه بارسلونا را به تن می‌کردند. از افتخارات این تیم می‌توان به فتح مسابقات لیگ اسپانیا٬ جام اسپانیا و کوپا دل ری در فصل ۱۱-۲۰۱۰ اشاره کرد.[باشگاه اسکیت هاکی بارسلونا نیز در ۱ ژوئن سال ۱۹۴۲ تأسیس شد؛ اگر چه یک سال بعد به علت مشکلات مالی منحل‌شده و سپس در سال ۱۹۴۸ مجدد شروع به کار کرد. این تیم نیز توانسته‌است در مسابقات جام پادشاه٬ اوکی لیگا و لیگ اروپا به‌ترتیب ٬۱۸ ۲۳ و ۱۹ بار به مقام قهرمانی برسد.




تیم‌های غیر حرفه‌ای باشگاه
تیم‌های غیر حرفه‌ای باشگاه شامل رشته‌های بسکتبال با ویلچر، دو و میدانی، راگبی٬ بیس‌بال، والیبال، هاکی روی چمن، هاکی روی یخ و رقص روی یخ می‌شود.تیم راگبی باشگاه دارای دو بخش راگبی ۱۵ نفره و راگبی ۱۳ نفره است.تیم راگبی ۱۵ نفره در سال ۱۹۲۴ تأسیس شده‌است.تیم هاکی روی یخ باشگاه نیز در سال ۱۹۷۲ تأسیس شده‌است و بازی‌هایش را در پالائو دِ گل انجام می‌دهد.




تیم‌های زنان باشگاه
یکی از تیم‌های زنان باشگاه تیم والیبال زنان است که خود به‌طور مستقل فعالیت می‌کند؛ هم‌چنین تیم فوتبال زنان باشگاه هم وجود دارد که زیرمجموعه بخش فوتبال باشگاه محسوب می‌شود.باشگاه فوتبال زنان بارسلونا در سال ۲۰۰۱ تأسیس شده‌است.این تیم توانسته‌است در سال ۲۰۱۱ برای دومین بار فاتح کوپا دل‌لارینا شود.





هواداران باشگاه فوتبال بارسلونا

باشگاه فوتبال بارسلونا تیم فوتبال اسپانیایی مستقر در شهر بارسلون است، که در سال ۱۸۹۹ توسط یک گروه سوئیسی، انگلیسی و اسپانیایی به رهبری خوان گمپر بنانهاده شد. از حاکمیت اقتدارگرا در اسپانیا تحت میگوئل ریورا در سال ۱۹۲۳، تا بعدها که حکومت فاشیستی فرانکو، اشکال مختلف ظلم و ستم فرهنگی در برابر قومیت کاتالان انجام می‌شد که موجب گشت، باشگاه فوتبال بارسلونا به طور خاص، تبدیل شدن به نمادی از قیام کاتالان‌ها گردد. پس از انتقال دموکراسی به اسپانیا در سال ۱۹۷۸، گروه‌هایی تحت عنوان حامیان باشگاه بارسلونا تشکیل شدند که بعضی از آن‌ها تدریجأ به تجزیه‌طلبی گراییدند.

ورود رونالدینیو در سال ۲۰۰۳، و پس از آن موفقیت بارسلونا در لالیگا و لیگ قهرمانان اروپا، باشگاه با افزایش ملی و جهانی طرفداران خود روبرو شد.

طرفداران این باشگاه سه دسته‌اند:

سوکی: این دسته از طرفداران واجدشرایط در انتخابات باشگاه برای انتخاب مدیرعاملان هستند.
پنیس: این دسته به سوکی‌ها وابسته‌اند و در گذشته مسئول کمک‌های مالی آن بوده‌اند.
کولز: این افراد طرفداران معمولی باشگاه می‌باشند.




موزه باشگاه فوتبال بارسلونا
موزه باشگاه بارسلونا (به کاتالانی:FC Barcelona Museu) در تاریخ ۲۴ سپتامبر ۱۹۸۴ تحت مدیریت جوزپ لوییس نونیز افتتاح گشت. در تاریخ ۱۵ ژوئن ۲۰۱۰ نیز موزه بازسازی شد و سپس بازگشایی شد.




رسانه‌های باشگاه بارسلونا

تلویزیون بارسا
تلویزیون بارسا نام تلویزیون اسپانیایی است که فرستنده ی آن از کاتالونیاست و باشگاه بارسلونا صاحب امتیاز آن است.این کانال دارای زبانهای کاتالونیایی، اسپانیایی و انگلیسی است. بعضی از برنامه‌های این شبکه تلویزیونی در کانالهای دیگر از جمله کانال ای‌اس‌پی‌ان در جهان پخش می‌شود.

رادیو بارسا
رادیو بارسا نام کانال رادیویی است که فرستنده ی آن از کاتالونیا پخش می‌شود. کار این شبکه تفسیر دیدارهای بارسلونا از جمله دیدارهای دوستانه‌است. این کانال رادیویی برای جلب مخاطب به سه زبان مذکور پخش می‌شود.




لا ماسیا

لا ماسیا نام مؤسسهٔ استعدادیابی و پرورش بازیکنان مستعد باشگاه فوتبال بارسلونا است. این مؤسسه که در ۱۹۶۶ تأسیس شده است، در کنار ورزشگاه نیوکمپ و در منطقهٔ لس کورتس واقع در شهر بارسلونا قرار دارد.

بنای لا ماسیا قدمتی بسیار طولانی دارد. این بنا در ۱۷۰۲ تأسیس شده است و در زمان تأسیس ورزشگاه نیوکمپ در سال ۱۹۵۷ ساختمان این بنا بازسازی و برای استفاده به عنوان بخش مدیریت عمومی باشگاه مجهز شد. در سال ۱۹۷۹ لا ماسیا فعالیت خود را به عنوان مکان پرورش بازیکنان جوان و مستعد خارج از شهر بارسلونا آغاز کرد.

در این سال‌ها، بازیکنان بسیاری که در لا ماسیا زندگی کرده و پرورش یافته‌اند، به تیم اصلی بارسلونا و سایر تیم‌ها راه یافته و درخشش قابل توجهی داشته‌اند. برای نمونه می‌توان به بازیکنانی مانند گوئیلرمو آمور، جوزپ گواردیولا، آلبرت فرر، سرجی بارخوان، ایوان د لا پنا، کارلس پویول، ژاوی هرناندز، گابری گارسیا، خوزه مانوئل رینا، ویکتور والدز، جرارد پیکه، آندرس اینیستا، سرجیو گارسیا، سرجیو بوسکتس، بویان کرکیچ، سسک فابرگاس، لیونل مسی، پدرو رودریگرز، جفرن سوارز، تیاگو و مارک بارترا اشاره کرد.
ساعت : 8:41 pm | نویسنده : admin | بارسا آنلاین | مطلب قبلی
بارسا آنلاین | next page | next page